آیا مهمترین جفا در حق مردم ایران ترافیک نیویورک بود که اوباما عذرخواهی کرد!

 آیا مهمترین جفا در حق مردم ایران ترافیک نیویورک بود که اوباما عذرخواهی کرد!

استمهمترین بحث سفر روحانی به نیویورک که بازتابی گسترده در رسانه های داخلی و خارجی داشته است مکالمه تلفنی بین اوباما و روحانی بوده است.

بنا بر این گزارش در این رابطه گفتنی های بسیاری وجود دارد که برخی از آن توسط کارشناسان سیاسی و رسانه های خبری بیان داشته شده است اما موضوعی که در برخی از رسانه های داخلی و خارجی انعکاس پیدا کرد و کمتر پیرامون آن بحث شده است بحث عذرخواهی اوباما از روحانی به سبب ترافیک نیویورک بوده است!

آنچه مسلم است ما به سایر زوایای این مذاکره اعم از طرف پیش قدم شدن کدام طرف در برقراری این تماس یا نتایج آن فعلا کاری نداریم و این امور را می گذاریم تا دولت راستگویان خود ابهامات آن را برطرف سازد زیرا فعلا هر دو سوی این جریان ظاهرا قصد ندارند کار خود را به عهده بگیرند.

اما سئوالی که می شود مطرح کرد و گرفتن پاسخ آن خیلی سخت نیست این است که طرف آمریکایی از بیان این موضوع که درخواست مذاکره حضوری را کرده است و طرف ایرانی آن را نپذیرفته است هیچ ابایی ندارد و آن را بیان داشته است ولی چرا می خواهد در برقراری بحث تماس تلفنی دروغ بگوید نکته ای است که باید جناب آقای رییس جمهور و تیم وزارت امور خارجه آن را روشن نمایند. 

و اما نکته اصلی!

مهمترین بخش این مکالمه بحث عذرخواهی اوباما از روحانی بابت ترافیک نیویورک بود که بازتابی هم داشته است ولی آیا این تنها جنایت آمریکا در حق مردم ایران بوده است که اوباما آن را مهمترین دغدغه ملت ایران دانسته که از رییس جمهور کشورمان عذرخواهی کرده است!

نگاهی به کارنامه سیاه دولت آمریکا در قبال ملت سرافراز ایران لکه های ننگینی را نشان می دهد که باید دولت آمریکا پیش از ترافیک نیویورک بابت آنها از مردم ایران عذرخواهی می کرد اعمالی که با آب زمزم هم پاک نخواهد شد و قدمتی بیش از نیم قرن خیانت و خباثت در برابر ملت رنج کشیده ایران در آن نهفته می باشد.

از کودتای 28 مرداد گرفته تا اقدامات بر علیه قیام ملت در برابر حکومت ستم شاهی در لانه جاسوسی، بلوکه کردن اموال ملت ایران و حمله نظامی به طبس، تا تحمیل جنگ 8 ساله توسط صدام به ایران و حمایت از منافقین در ترور مردم و سرنگونی هواپیمای مسافربری و اهداء مدال شجاعت به کاپیتان آن و این اواخر هم تحریم های گسترده ای که جان و نان! مردم ایران اسلامی را هدف قرار داده است.

آنچه مسلم است پرونده سنگین حکومت آمریکا در جنایت بر علیه ملت ایران آنقدر سنگین است که اوباما نیاز به طوماری از عذرخواهی از مردم ایران داشته باشد تا یک مسئله پیش پا افتاده روزمره مانند ترافیک نیویورک!!؟

2 نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 16:7  توسط   | 

از میز شام اسد تا خنده‌های ظریف؛ «جان کری» تغییری نکرده است

 از میز شام اسد تا خنده‌های ظریف؛ «جان کری» تغییری نکرده است

جان کری و همسرش در کنار بشار اسد و همسرش نشسته‌اند و شام می‌خورند. گپ و گفت دوستانه همراه با لبخند ادامه دارد؛ جرعه‌ها نوشیده می‌شود و لقمه‌ها بالا می‌رود.

ازمقام ارشد دستگاه دیپلماسی و روابط بین‌المللی کاخ سفید دستش را به سوی رئیس‌جمهور سوریه دراز می‌کند و روبروی فلاش عکاسان، لبخند می‌زند. همه چیز آرام به نظر می‌رسد. کمتر از چند ماه بعد، تروریست‌ها از تمام جهان به سوریه وارد می‌شوند تا با پشتیبانی کاخ سفید، اسد را به زیر بکشند. طی دو سال و اندی درگیری خونین، خانه‌ها و زیرساخت‌های سوریه نابود می‌شود و حدود 100000 نفر از مردم این کشور جان می‌دهند. دیگر چیزی آرام نیست.

 

از

تعبیر "دستکش مخملی بر روی دست چدنی" که رهبر انقلاب درباره دولت ایالات متحده بیان شد، تفسیر اصلی عکس بالاست؛ عکسی که نشان می‌دهد حتی شام خوردن با مقام ارشد دیپلماسی کاخ سفید هم نمی‌تواند تضمینی برای رعایت حقوق رسمی یک کشور از سوی آمریکا باشد؛ چه برسد به یک مکالمه کوتاه تلفنی.
آقای روحانی و محمدجواد ظریف در روزهای اخیر حسابی بازار داغی برای دیدار، اظهارنظر و گفتگوی تلفنی با همتایان آمریکایی خود داشتند؛ اقداماتی که گاه مانند سخنرانی رئیس‌جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل از موضع اقتدار و در تراز جمهوری اسلامی و بر مبنای نظریه نرمش قهرمانانه بود و گاه مانند تقاضا برای گفتگوی تلفنی با باراک اوباما، از موضع انفعال اما فارغ از همه این موارد، بد نیست یک نفر از مشاوران مقامات ارشد دستگاه دیپلماسی دولت یازدهم، این عکس را به روحانی و ظریف نشان بدهد.
خنده‌های کری به روی اسد می‌تواند ظریف را از رویا خارج کند و حباب توهم دلبستگی به اظهارات و قول و قرارهای او درباره پذیرش حقوق مردم ایران را بترکاند؛ چرا که وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا در نشست ایران و گروه 1+5 هم از این خنده‌ها سر داده است و شاید بد نباشد حواس مرد شماره یک دیپلماسی حسابی جمع باشد.
آقای روحانی هم می‌تواند اظهارات به ظاهر صلح‌جویانه و آشتی طلبانه اوباما در گفتگوی تلفنی را با عکس فوق تطبیق دهد و سپس نگاهی هم به جنازه غرق در خون کودکان و زنان سوری که با گلوله‌های تهیه شده با دلارهای آمریکایی کشته شده‌اند، بیندازد تا بیشتر به عمق استراتژیک این جمله بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران پی ببرد که «آنان که خواب آمریکا می‌بینند، خدا از خواب بیدارشان کند.»
خنده‌های کری و اوباما در برابر ظریف و روحانی وقتی می‌توانست نشانه تغییر رفتار و حسن نیت باشد که ماهیت کاخ سفید را تجاوزگری و اشغال و استعمار تشکیل نداده بود. یک گرگ همیشه یک گرگ است؛ حتی اگر دندان‌هایش بر اثر مقاومت خرد شده باشد و حتی اگر سیلی سختی از محور مقاومت در سوریه و لبنان خورده باشد. اتفاقا گرگ زخمی خطرناک‌تر است؛ چرا که به دنبال انتقام است.
از
ما یک پیشنهاد ویژه داریم. آقای رئیس‌جمهور و آقای وزیر امور خارجه که تعلق خاطر ویژه‌ای به حفظ شئون دیپلماتیک دارند، حتما یک نسخه باکیفیت از این عکس را در بهترین نقطه دیوار اتاق کاری خود یعنی جایی که هر پنج دقیقه یکبار چشمشان به آن بیفتد، نصب کنند. دیپلمات‌ها لازم است هر از چند گاهی یاد لبخندهای دیپلماتیک و شام کاری آقای وزیر امور خارجه ایالات متحده بیفتند و همزمان نگاهی به اخبار کشت و کشتار در حومه دمشق بیندازند.
حدود 35 سال پیش، مهندس مهدی بازرگان آخرین فردی بود که به عنوان یک مقام رسمی از سوی جمهوری اسلامی ایران با یک مقام ارشد ایالات متحده آمریکا دیدار و گفتگو کرد. تنها چند هفته پس از آن دیدار، رابطه رسمی ایران و آمریکا قطع شد؛ اموال و دارایی‌های ملی ایران توسط کاخ سفید بلوکه شد؛ شهروندان ایرانی از خاک آمریکا اخراج شدند و نهایتا رئیس‌جمهور امریکا، ایرانیان را وحشی نامید.
اکنون پس از سه دهه، حسن روحانی با رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا گفتگو می‌کند. قرار نیست اتفاقات 35 سال پیش تکرار شود؛ چرا که نه ایران، ایرانِ تازه انقلاب کرده‌ی جوان است و نه آمریکا، آمریکای در اوج قدرت اما این فقط یک هشدار برای آقای رئیس‌جمهور است؛ هشداری که باید جدی گرفته شود تا سرنوشت سوریه پس از دیدار اسد و کری در نقطه دیگری از جهان رقم نخورد.
2 نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 16:0  توسط   | 

توصیه هادی‌خامنه‌ای به زندانیان امنیتی



حجت الاسلام و المسلمین سیدهادی خامنه ای از ابوالفضل قدیانی و عیسی سحرخیز که در بیمارستان بستری هستند عیادت کرد.

در پی آزادی جمعی از زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ دبیر کل مجمع نیروهای خط امام به همراه جمعی از اعضای سازمان جوانان این تشکل اصلاح طلب به دیدار آقایان ابوالفضل قدیانی و عیسی سحر خیز در بیمارستان قلب شریعتی تهران و نیز فیض الله عرب سرخی و محسن امین زاده در منازلشان رفت و با استقبال از آزادی‌های اخیر برای گشایش بیشتر در فضای سیاسی داخل کشور و آزادی تمام زندانیان سیاسی دعا کرد.

گفتني اينكه، ابوالفضل قدیانی و عیسی سحر خیز که دوران درمان خود را در بیمارستان می‌گذرانند هنوز در لیست آزاد شدگان قرار نگرفته‌اند. سید هادی خامنه ای در دیدار با فیض الله عرب سرخی گفت: باید قدر این فضای نسبتا باز اخیر را بدانیم و با تندروی دستآوردهای آنرا خراب نکنیم. 

2 نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1392ساعت 14:51  توسط   | 

بهره برداری سیاسی از آزادی زندانیان ممنوع !!
آزادی برخی زندانیان حوادث سال 88 که بر اساس قوانین و مقررات قضایی کشور انجام شده برخی تصورات و شائبه های بی مورد را نزد برخی به اصطلاح اصطلاح طلبان موجب گشته گویی فضای سیاسی جدید در کشور باعث این رخداد گشته است در حالی چنین نیست و نباید امر بر آنان مشتبه شود.

به گزارش سیرنیوز، در همین زمینه یکی از مدیران دوران اصلاح طلبان که از آزادی افرادی همچون نسرین ستوده به شوق آمده بود گفته نسیم دل انگیز آزادی که این روزها بیشتر به مشام می رسد !!حاصل صبوری و استقامت صدها انسان آزاده ای است که برای آینده ایران دل نگران بودند و حقیقت را فدای مصلحت خود نکردند .... با تدبیر و امید است که اندک اندک جمع یاران می رسند !!!
یکی دیگر از اصلاح طلبان که خود پیش از این جزو زندانیان این حوادث بود گفته آزادی تعدادی از زندانیان سیاسی !! بسیار مهم و نتیجه حضور مردم درانتخابات اخیر بوده و پیامد گرایش ملت به محور «اعتدال» است.»
وی افزوده : «مساله آزادی زندانیان سیاسی آخرین چالش باقیمانده بعد از انتخابات به شمار می‌رود و به نظر می‌رسد سرانجام زمان حل و فصل این مساله رسیده است.
وی گفته «شاید بتوان این اتفاق را با سفر روحانی و هیات همراه به سازمان ملل مرتبط دانست. اکنون در حال رسیدن به یک تفاهم بزرگ در سطوح عالی هستیم و این آزادی‌ها هم نشانه اصلی آن است که می‌شود فهمید ادامه پیدا خواهد کرد.»
برخی از افراد منتسب به اصلاح طلبان نیز پا را فراتر گذاشته و ابراز امیدواری کرده اند که این رخداد باعث ایجاد زمینه برای رفع حصر موسوی و کروبی از سران فتنه شود .
این در حالی است که تحلیلگران مسایل سیاسی معتقدند آزادی این افراد هیچ ارتباطی با شرایط کنونی و فضای سیاسی کشور ندارد؛ بلکه براساس پایان دوران محکومیت‌شان و طبق حکم دستگاه قضایی آزاد شده‌اند.
آنان می گویند مساله خاصی اتفاق نیافتده که قابل ارزیابی و قضاوت باشد اما اگر این افراد به صورت عفو یا تخفیف آزاد می‌شدند قابل تجزیه و تحلیل بود.
ممکن است اصلاح‌طلبان بخواهند از این موضوع بهره‌برداری کنند، اما این موضوع تاثیر زیادی نخواهد داشت مگر آن‌که خود این افراد با حضورشان در جامعه بخواهند مواضع و راه قبلی را در تعارض با نظام دنبال کنند و این موضوع موجب می‌شود فضای سیاسی که در کشور توسط دولت یازدهم به وجود آمده ، آسیب ببیند و موجب بروز چالش‌های جدید شود.

2 نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1392ساعت 14:51  توسط   | 

رذالت امریکا در قبال مردم ایران کم نشده که دولت به امریکا لبخند می‎زند/رهبر انقلاب: روزى كه رابطه‌

 رذالت امریکا در قبال مردم ایران کم نشده که دولت به امریکا لبخند می‎زند/رهبر انقلاب: روزى كه رابطه‌ با آمريكا مفيد باشد، اول كسى كه بگويد رابطه را ايجاد بكنند، خود بنده هستم

امام خمینی(ره) در چه شرایطی حاضر به تفاهم با آمریکا بود؟

آدرس غلط اهالی سازش درباره فرمایشات اخیر رهبر معظم انقلاب موضوع را به جایی رسانده است که این رسانه ها نرمش قهرمانانه را در سطح احوالپرسی دیپلماتیک و یا مذاکره میان مقامات ایران و آمریکا فهم کرده اند.

بااین در حالی است که رهبر معظم انقلاب در در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران در بیانی شفاف و صریح مفهوم نرمش قهرمانانه را به کار برده و توضیح دادند.

ایشان این نرمش را به نرمش کشتی‌گیری تشبیه کردند که فراموش نمی‌کند طرفش کیست، می‌داند مشغول چه کاری است ، می‌فهمد که دارد چه کاری می‌کند و همچنین آماج حمله حریف را می‌شناسد.

البته نگاهی به نظر حضرت امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب درباره مذاکره با آمریکا به خوبی این مفهوم را روشن می کند که همواره از سوی ایران برای مذاکره با کاخ سفید پیش شرط هایی وجود داشته است که اگر محقق نشود نه تنها مذاکره ای نباید صورت گیرد بلکه مذاکره ای هم صورت نخواهد گرفت.

رهبر معظم انقلاب در فرمایشات خود در نوروز سال جاری در جمع زائران حرم رضوی صراحتا راه حل برطرف شدن موانع میان ایران و آمریکا را ارائه دادند. راه حلی که باید به صورت یک استراتژی مشخص مورد توجه دستگاه دیپلماسی کشور قرار گیرد.

ایشان در فرمایشات خود در جمع زائران حرم امام رضا (ع) فرمودند: «اگر آمریكائی‌ها صادقانه میخواهند كار تمام شود، بنده راه حل را ارائه ميدهم. راه حل اين است: آمريكائی‌ها از دشمنی با جمهوری اسلامی دست بردارند، از دشمنی با ملت ايران دست بردارند. پيشنهاد مذاكره، حرف منطقی و متين و مستدلی نيست؛ حرف درست اين است. اگر ميخواهند مشكلات فی‌ما‌‌بين وجود نداشته باشد ــ كه ميگويند ما ميخواهيم بين ايران و آمريكا مشكلی وجود نداشته باشد ــ دست از دشمنی بردارند. سی و چهار سال است كه دولتهای گوناگون آمريكا با فهم غلط از ايران و ايرانی، دشمنی‌های گوناگونی را با ما طراحی كرده‌اند.

از سال اول پيروزی انقلاب و تشكيل نظام اسلامی، اينها با ما دشمنی كردند؛ در زمينه‌ی امنيت، عليه امنيت ما برنامه‌ريزی كردند؛ حركات خصمانه انجام دادند؛ عليه تماميت ارضی ما اقدام كردند؛ از دشمنان ريز و درشت ما در طول سالهای متمادی هميشه حمايت كردند؛ عليه اقتصاد ملی ما فعاليت كردند؛ از همه‌ی ابزارها عليه ملت ايران استفاده كردند؛ و در همه‌ی اينها هم بحمد‌الله شكست خوردند؛ بعد از اين هم در مقابله‌ی با ملت ايران اگر اين دشمنی‌ها را ادامه دهند، شكست خواهند خورد. بنابراين بنده مسئولان آمريكائی‌ را هدايت ميكنم؛ اگر دنبال راه عاقلانه ميگردند، راه عاقلانه اين است كه سياست خود را تصحيح كنند؛ عمل خود را تصحيح كنند و دست از دشمنی با ملت ايران بردارند. اين بحث تمام شد.

رهبر معظم انقلاب همچنین سال 1386 در فرمایشاتی درباره مذاکره با آمریکا با اشاره به مضرات این رابطه، تاکید کردند که اگر روزى رابطه‌ى با آمريكا مفيد باشد، اول كسى که بگوید رابطه را ايجاد بكنند، خود بنده هستم.

با

آیت الله خامنه ای در این باره فرمودند: يكى از سياستهاى اساسى‌مان قطع رابطه‌ى با آمريكاست. هرگز هم نگفتيم ما تا ابد قطع رابطه خواهيم بود؛ نه، هيچ دليلى ندارد كه تا ابد قطع رابطه با هر كشورى، با هر دولتى داشته باشيم. مسئله اين است كه شرائط اين دولت به گونه‌اى است كه رابطه‌ى با او براى ما ضرر دارد. انسان رابطه را با هر كشورى به دنبال تعريف يك منفعتى ايجاد ميكند؛ آنجائى كه براى ما منفعت ندارد، دنبال رابطه نميرويم؛ حالا اگر ضرر داشت، به طريق اولى دنبال رابطه نميرويم.

ایشان سپس در ادامه فرمودند: نبود رابطه‌ى با آمريكا براى ما مفيد است. آن روزى كه رابطه‌ى با آمريكا مفيد باشد، اول كسى كه بگويد رابطه را ايجاد بكنند، خود بنده هستم.

موضع مقام معظم رهبری درباره رابطه با آمریکا البته برگرفته از اندیشه های حضرت امام خمینی (ره) می باشد. امام خمینی در طول عمرشان بارها به موضوع مذاکره و رابطه با آمریکا اشاره داشتند. ایشان یک معیار کلی برای رابطه با آمریکا اعلام کردند و آن اینکه این رابطه نباید همانند رابطه گرگ و میش باشد.

با

بینانگذار انقلاب اسلامی همچنین در جمع وزير امور خارجه ، سفرا و كارداران جمهوري اسلامي در اروپا در آبان ماه سال 63 درباره شرایط تفاهم با آمریکا فرمودند: اگر پياده شد آقاي كارتر از آن عرشي كه دارد آمد روي زمين مين نشين ها تفاهم كرد، ما هم با او تفاهم مي كنيم و به استثناي اينكه - بايد- آن ظلم هايي كه به ما كرده است بايد جبران بكند. با ملّت آمريكا كه هيچ چيز نداريم ، هيچ اختلافي نيست بين ملّت ها با هم با - دولت هاي شان - دولتي كه بعد پيش مي آيد، تفاهم كند با ما، اينطور نباشد كه من در كاخ سفيد نشستم و شما در كوخ نشستيد و كاخ نشين با كوخ نشين بايد ارباب و رعيت باشد- اين - اگر اين كلمه را بردارند و ما را همانطور كه هستيم ، بفهمند، ادراك كنند ماها را، ما با آنها چرا رابطه اي نداشته باشيم ؟ با دولت آمريكا هم رابطه پيدا مي كنيم ، با همه جا و اما اگر وضع اينطور باشد، ما مي خواهيم چه كنيم كه پيشقدم بشويم براي اينكه نوكري كنيم ؟! پيشقدم بشويم براي اينكه هم نوكري كنيم هم همه چيزمان را تقديم كنيم ؟! آنوقت نوكر كه مي گرفتند يك اجرتي به او مي دادند، اينها نوكر مي گيرند و همه چيزش را هم مي گيرند، ما مي خواهيم چه كنيم با اينها رابطه داشته باشيم ؟ هيچ لازم نيست رابطه داشته باشيم.

حال سئوالی که باید اهالی سازش به آن پاسخ دهند آن است در شرایط فعلی از سوی مقامات آمریکایی چه تغییر رفتاری صورت گرفته که منجر به تغییر رفتار مقامات ایرانی شود.

حتی در ماه گذشته کنگره آمریکا در یک اقدام بی سابقه تحریم های گسترده علیه جمهوری اسلامی را به تصویب رساند، در این شرایط آیا مذاکره بدون پیش شرط ار سوی ایران و بدون تغییر رفتار مقامات آمریکایی منطقی است؟

رصد منطق مذاکراتی آمریکا نشان می دهد "ایجاد فشار برای تغییر رفتار" یکی از سیاست های ثابت مقامات کاخ سفید در مواجه با دشمنان خود بوده است. اگر کشوری رفتار خود را به تابعی از فشارهای آمریکا تبدیل کند، نوبت به مرحله امتیاز گیری می رسد.

کاخ سفید در برهه کنونی نباید این پیام را دریافت کند که ایران به علت تحریم های گسترده، به مذاکره با آمریکا احتیاج دارد. تصور اینکه ایرانی ها برای رفع نیاز خود به پای میز مذاکره خواهند آمد سبب می شود آمریکایی ها بر امتیازگیری بیشتر از جمهوری اسلامی قدم در اتاق مذاکرات گذارند. و این دقیقا هما خطی است که رسانه های خبری اصلاح طلب نیز این روزها آن را دنبال میکنند.

پیوند زدن همه مشکلات کشور به عدم رابطه با آمریکا و تزریق و پمپاژ "نوید مذاکره با کاخ سفید" در حالی صورت می‌گیرد که جمهوری اسلامی تنها در قالب مذاکرات 1+5 برای گفتگو با آمریکایی ها اعتبار قائل است.

با این حال انتظار می رود دستگاه دیپلماسی کشور بدون توجه به شانتاژ خبری برخی رسانه های اصلاح طلب برنامه مدونی برای کاربردی کردن شیوه نرمش قهرمانانه تدوین کند. برنامه ای که اولویت اصلی آن حفظ منافع ملی ، توجه به خطوط قرمز و علم به نیت خصمانه دشمن در مواجه با ایران باشد.

2 نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1392ساعت 14:50  توسط   | 

چرا نعیمه اشراقی با آرمانهای حضرت امام(ره) مخالفت می کند!

 چرا نعیمه اشراقی با آرمانهای حضرت امام(ره) مخالفت می کند!

در همه این سالهای پس از انقلاب، این حضرت امام(ره) بود که راه عبور از مادی گرایی را به مردم آموخت و بر همین اصل مهم! راه عزت مداری و ایستادگی در برابر زورگویان را چراغ راه آینده نمودند. راه مبارزه با استکبار به سرکردگی آمریکا را حضرت امام(ره) به مردم آموخت، مردمی که 34 سال در مناسبت ها و راهپیمایی های مختلف از عمق جان با شعار مرگ بر آمریکا ستون و پایه های نظام سلطه را لرزانده اند.

وقتی از صحبت های مقام معظم رهبری به زعم  اصلاحلاتی ها بوی سازش تفسیر می شود به این واقعیت پی می بریم که در همه این ۳۴ سال ما باید با نفاق داخل بیشتر از دشمن خارجی می جنگیدیم!

بنا بر این گزارش نعیمه اشراقی نوه حضرت امام خمینی(ره) که ظاهرا سالهاست از آرمانهای حضرت امام(ره) فاصله گرفته است با ذوق زدگی خاصی از حذف شعار مرگ بر آمریکا یاد کرده است. هر چند آنانی که فرزندانشان در کشورهای آمریکایی و اروپایی تحصیل می کنند و زندگی می گذرانند قطعا از مصیبت هایی که غرب بر مردم تحمیل می کند بی اطلاعند.

اما سوال قابل تاملی که در این بین پیش می آید این است که چرا این نوه حضرت امام(ره) از بیان گفتار حضرت امام خمینی(ره) که مبارزه با شیطان بزرگ می باشد احساس خجالت و شرم می کند؟ چه شده است که نعیمه اشراقی پشت به تمامی آرمانهایی می کند که امام(ره) در راه آن از عمر و جوانی می گذرد تا راه مبارزه با شیطان بزرگ گشوده شود؟

اگر در همه این سالها که انواع فشارهای روحی و روانی به علت تحریم های یکجانبه آمریکا بر مردم ایران وارد آمد به چشمان نعیمه اشراقی نیامده است که باید به حال این نوه امام تاسف خورد! هرچند که اکثر انسانهای مشهور به خاطر زحمات پدرانشان بیشتر شناخته می شوند تا خودشان! از درک واقعی احساسات و سختی های مردم عاجزند.

در همه این سالهای پس از انقلاب، این حضرت امام(ره) بود که راه عبور از مادی گرایی را به مردم آموخت و بر همین اصل مهم! راه عزت مداری و ایستادگی در برابر زورگویان را چراغ راه آینده نمودند.
راه مبارزه با استکبار به سرکردگی آمریکا را حضرت امام(ره) به مردم آموخت، مردمی که 34 سال  در مناسبت ها و راهپیمایی های مختلف از عمق جان با شعار مرگ بر آمریکا ستون و پایه های نظام سلطه را لرزانده اند.

خانم اشراقی و هر فرد دیگری که در زندگی متمولانه شان در اوج خوشی و فراخ ! زندگی می گذرانند حق ندارند برای این ملت زجر کشیده تعیین تکلیف نمایند. کشتی این انقلاب ناخدایی دارد که بر دلهای مردم مومن حکومت می کند و مانند آنها نیز ساده زندگی می گذراند، صلاح این مردم را بهتر از هر سیاست مدار خود فروخته، می داند و تشخیص می دهند هر آنچه بگویند مطمئنا مردم گوش به فرمانند.

2 نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 19:10  توسط   | 

«انقلابی‌امِ» رهبر معظم انقلاب فراموش نشود

 «انقلابی‌امِ» رهبر معظم انقلاب فراموش نشود

در سال ۷۵ بود که رهبر معظم انقلاب بحث نرمش قهرمانانه را مطرح کردند در آن زمان دولت سازندگی سر کار بود.از آن زمان تاکنون ۱۷ سال می‌گذرد و اکنون ایشان در دولت تدبیر و امید از نرمش قهرمانانه سخن می‌گویند.

ایشان اصطلاح سیاسی نرمش قهرمانانه را چند سال پیش گفته بودند و در شرایط کنونی آن را بازآفرینی کردند.رهبر انقلاب در 17 مرداد 1375 در همین باره گفته بودند؛«نمایندگان سیاسی ایران در جهان باید تیزتر از شمشیر،نرم تر از حریر و سخت تر از سنگ و پولاد باشند. عرصه سیاست خارجی میدان نرمش های قهرمانانه است، اما نرمشی که در برابر دشمن تیز باشد.» 

پس از این که حضرت آیت الله خامنه‌ای این واژه سیاسی را دوباره مطرح کردند، برخی در داخل و البته تحلیلگران خارجی بیشتر، از آن تعبیراتی را تحلیل کردند که به نظر می‌رسد برداشت درستی از آن صورت نگرفته است. آنها در تحلیل‌های خود تصور نرمشی را داشته‌اند که خود می‌خواهند یعنی تن دادن به خواسته‌ طرف‌هایی که با جمهوری اسلامی ایران مشکل دارند و سال‌هاست که راه دشمنی با ایران را در پیش گرفته و فشارهای زیادی را هم بر ایران وارد کرده‌اند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب در سخنانی که در دیدار فرماندهان نیروی هوایی ارتش در سال 1391 فرمودند؛ 

«... چه کسى را می خواستید فلج کنید؟ ملت ایران را می‌خواستید فلج کنید؟ شما حُسن نیت دارید؟ مذاکره از روى حُسن نیت، با شرایط برابر، میان دو طرفى که نمی‌خواهند به یکدیگر کلک بزنند، معنا پیدا می‌کند. مذاکره به صورت یک تاکتیک، مذاکره براى مذاکره، مذاکره براى فروختن ژست ابرقدرتى بیشتر به دنیا، این مذاکره یک حرکت حیله‌گرانه است؛ این حرکت واقعى نیست. من دیپلمات نیستم، من انقلابى‌ام، حرف را صریح و صادقانه می‌گویم. دیپلمات یک کلمه‌اى را می‌گوید، معناى دیگرى را اراده می‌کند. ما صریح و صادقانه حرف خودمان را می‌زنیم؛ ما قاطع و جازم حرف خودمان را می‌زنیم. مذاکره آن وقتى معنا پیدا می‌کند که طرف، حُسن نیت خود را نشان بدهد؛ وقتى طرف، حُسن نیت نشان نمی‌دهد، خودتان می‌گویید فشار و مذاکره؛ این دوتا با هم سازگار نیست. شما می‌خواهید اسلحه را مقابل ملت ایران بگیرید، بگویید: یا مذاکره کن یا شلیک می‌کنم. براى اینکه ملت ایران را بترسانید، بدانید ملت ایران در مقابل این چیزها مرعوب نخواهد شد.» 

خط مشی دیپلماسی کشور در سخنان رهبر معظم انقلاب مشخص است. ایشان بارها در دولت‌های گوناگون که بر سر کار آمده‌اند آن را به گونه‌ای و با در نظر گرفتن شرایط و نوع رفتار آمریکا بیان کرده‌اند. این بار هم که دولت جدید نسبت به نتیجه رسیدن گفت‌وگوها خوشبین است، به نرمش قهرمانانه اشاره کردند. اکنون برخی در داخل تعبیر می‌کنند که اکنون زمان صلح امام حسن(ع) است در حالی که صلح‌ها در تاریخ اسلام با شناخت کافی نسبت به ذات دشمن صورت گرفت. مردم هر زمان هم با مردم دوران گذشته تفاوت‌های زیادی دارند. مردم ایران که 34 سال است انقلاب کرده‌اند و 8 سال از این سال‌ها را در دفاع مقدس سپری کرده‌اند، با مردم دوران امام حسن مجتبی (ع) بسیار تفاوت دارند. اکنون باید دانست که سخنان اخیر رهبر معظم انقلاب اصلاً به معنای مذاکره بدون قید و شرط با آمریکا نیست و اگر قرار است مذاکره‌ای هم صورت گیرد باید اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران حفظ شود. 

ایشان بارها گفته‌اند که مخالف مذاکره نیستند و این مخالف نبودن بر اساس سیاستی است که در صورت انجام آن باید در انتظار نتیجه‌ای باشیم که از درون مذاکرات بیرون می‌آید. 

اگر نتیجه آن مثبت ارزیابی شد یک پیروزی در عرصه سیاسی کشور محسوب خواهد شد و اگر هم نتیجه مذاکرات منفی بود و توافقی حاصل نشد و غرب وامریکا بر خواسته‌های ناحق خود پافشاری کردند باز هم برای ایران پیروزی است چون ماهیت شناخته شده آنها باز هم بیشتر آشکار خواهد شد و باعث می‌شود تا جمهوری اسلامی ایران تصمیمات دیگری را در قبال آنها اتخاذ کند. 

اکنون ایران در یک اقتدار ویژه و کامل قرار دارد. همراهی و پشتوانه مردمی آن هر روز افزایش یافته و در کنار آن توان دفاعی و نظامی نیروهای مسلح هر روز رو به افزایش است. ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران در کنار هم آنچنان توانی را در خود ایجاد کرده‌اند که خیال حمله نظامی در تفکر سیاستمداران و ژنرال‌های آمریکایی و نظامیان صهیونیستی نمی‌گنجد. 

دیپلمات‌های کشورمان هم باید به واسطه همین اقتدار مردمی و نیروهای مسلح کشورمان در صورت اقدام به مذاکره پا به این عرصه بگذارند و ذره‌ای از خود عقب نشینی و کوتاه آمدن در مقابل آمریکا و غرب نشان ندهند. 

برای روشن تر شدن این بحث چند تن از تحلیل‌گران سیاسی کشور به اظهار نظر پرداخته‌اند. 

**رفیق دوست:نرمش قهرمانانه موجب تمکین دشمن می شود 

نخستین وزیر سپاه پاسداران جمهوری اسلامی با بیان اینکه نرمش قهرمانانه موجب تمکین دشمن در مقابل خواسته‌های ایران می‌شود، گفت: در مقابل خواسته‌های دشمنان برای مذاکره با ایران آماده مذاکره شدن یعنی «نرمش» و چگونه مذاکره کردن می‌شود «قهرمانانه.» 

محسن رفیق دوست، در تعریف «نرمش قهرمانانه» گفت: ملت ایران به همراه رهبرشان در 34 پیش انقلاب کردند که به حرکت و راهشان ایمان داشتند و موفق هم بودند و امروز به عنوان الگویی برای دیگر کشورها مطرح هستند بنابراین چنین کشوری از هیچ قدرتی نمی‌هراسد و می تواند در برابر همه توطئه های آنان ایستادگی و مقاومت کند همچنان که انقلاب اسلامی ایران در این سالها در برابر هر نوع دشمنی مقاومت کرده است. نخستین وزیر سپاه افزود: در روزنامه ها مطلبی خوانده ام که آمریکا اعلام کرده است بدون هیچ امتیازی و با تکریم ملت ایران حاضر به مذاکره است و نتیجه این نرمش قهرمانانه تمکین دشمن در مقابل خواسته های ایران است. 

رفیق دوست در پاسخ به این سوال که الزامات این «نرمش قهرمانانه»چیست؟ گفت: برای اجرای این سیاست یک الزام بیشتر وجود ندارد و آن وحدت کلمه و پشت سر رهبری قرار گرفتن است. 
وی خاطرنشان کرد: امام خمینی(ره) رمز پیروزی انقلاب اسلامی را وحدت کلمه دانستند و این وحدت کلمه بوده که نظام را حفظ کرده است؛ بنابراین با قرار گرفتن پشت سر رهبری می توان به اهداف عالیه نظام و انقلاب رسید.

**فضائلی:«نرمش قهرمانانه» یک تاکتیک برای کسب امتیاز است 

مهدی فضائلی نیز، با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری در جمع فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در خصوص نرمش قهرمانانه، گفت: کلیدواژه فوق همانند مطالبی که ایشان در طول چند سال اخیر مطرح کردند، جریانی گسترده را در داخل و خارج بوجود آورده و توجه تحلیل‌گران مختلف را به خود جلب کرده است. 

وی افزود: نکته اول در خصوص این کلیدواژه این است که نرمش قهرمانانه به معنای تغییر استراتژی و یا راهبرد نیست بلکه می‌توان آن را یک تاکتیک و یا حتی یک فن در عرصه دیپلماسی و یا یک موضوع خاص عنوان کرد. 

کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: این موضوع خاص می‌تواند در یک حوزه خاص سیاسی و یا داخلی باشد. 

فضائلی در ادامه تصریح کرد:نکته دوم در این جا این است که این کلید واژه به عنوان یک فن و یا یک تاکتیک برای حضور موفق‌تر در عرصه‌ای است که در حوزه دیپلماسی عمومی تعریف شده است. 

وی افزود: کسانی که از این فن استفاده می‌کنند، دیپلمات‌هایی هستند که در خط مقدم جبهه نبرد قرار دارند و نرمش قهرمانانه را برای دفاع از منافع کشور بکار می‌گیرند. 
کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: این فن، راهی برای قرار دادن یک امتیاز در اختیار حریف نیست، بلکه به معنی این است تا از کشور و منافع آن در چارچوب سیاست‌های کلان و منافع عالی دفاع کند. 

**سعیدی:نرمش قهرمانانه در موضوع هسته‌ای تکیه بر اصول با تغییر استراتژی است 

نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران هم گفت: مصداق نرمش قهرمانانه در مسئله هسته‌ای این است که ما اصولی داریم و آن دستیابی به فناوری هسته‌ای است و طوری پیش رفته‌ایم که اکنون بر غنی سازی 20 درصد دست یافته‌ایم. 

حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران در گفت‌و‌گو با تسنیم، با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار فرمانده سپاه با ایشان، گفت: حضرت آقا در این دیدار از واژه «نرمش قهرمانانه» استفاده کردند که مبین مسائل گسترده در داخل و خارج است. 

وی افزود: این اصطلاح در این مقطع از زمان مفهوم خاص خود را دارد و نمی‌توان آن را با مقاطعی دیگر از تاریخ قیاس کرد. البته حضرت آقا این تعبیر را در گذشته هم به کار برده بودند، در کتابی که مربوط به زندگانی امام حسن مجتبی است و فردی به نام شیخ راضی آل یاسین آن را نوشته و آقا ترجمه کردند که در آنجا صلح امام حسن(ع) را پرشکوه‌ترین نرمش قهرمانانه تاریخ نام گذاشتند. 

حجت‌الاسلام سعیدی با انتقاد از برخی تعبیرهای سلیقه‌ای در برخورد با واژه نرمش قهرمانانه در خبرگزاری‌ها، خاطرنشان کرد: استراتژی ثابت است، ولی تاکتیک ممکن است در فراخور زمان متغیر باشد. البته بعضی از خبرگزاری ها متاسفانه این بیان را به معنای عقب‌نشینی تعبیر کردند در حالی که نمی‌خواهند قیاس کنند با عصر امام حسن مجتبی(ع). در عصر ما حاکمیت ولایت فقیه بسیار قدرتمند و پرنفوذ و پابرجاست و مردم همچان با همه وجود از انقلاب، نظام، رهبری و ولایت فقیه حمایت می‌کنند و نفوذ جمهوری اسلامی و میدان مانورش در منطقه و دنیا بسیار گسترده و عمیق است. 

نماینده ولی فقیه در سپاه با اشاره به مثال رهبر انقلاب در این زمینه مبنی بر شناخت کشتی‌گیر از حریف خود در میدان مسابقه، اظهار داشت: مثال آقا مثال عینی و روشن بود، یعنی وقتی که انسان با یک هم وزنی کشتی می‌گیرد، باید بداند که طرف مقابل چه کسی است و با چه ترفندی باید حریف را مغلوب کند. یعنی مثل بازی شطرنج است. 

حجت‌الاسلام سعیدی تصریح کرد: گفتمان دیپلماسی هم شرایط خود را دارد در گفتمان دیپلماسی نیاز به دقت و مراقبت است،کوچکترین غفلت در نبرد دیپلماسی به معنای انحراف خواهد بود در نتیجه ممکن است به شکست منجر شود. آن‌چیزیکه ایشان فرموند تکیه بر استراتژی بود ولاغیر. 

نماینده ولی فقیه در سپاه تصریح کرد: ما در موضوع هسته‌ای از اصل موضوع کوتاه نخواهیم آمد، یعنی از قبل حرف‌هایمان مشخص بود و چیز جدیدی در قبال دنیا نداریم، اما اگر آنها نمی‌فهمند و بهانه‌گیری کنند، حرف ما همان حرف اصولمان خواهد بود.

2 نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 19:9  توسط   | 

فیس‌بوک چگونه برای مسئولان «نامبارک» شد؟

 فیس‌بوک چگونه برای مسئولان «نامبارک» شد؟

هاشمی با مبارک خواندن فیس‌بوک، دولت را در چالشی انداخت که حالا مسئولان یازدهم یک به یک مجبور به بستن اکانت‌های خود و یا تکذیب استفاده از این شبکه نامبارک شده‌اند.
فیس بوک پدیده مبارکی است؛ این جمله‌ای است که هاشمی رفسنجانی در همایشی در خردادماه 91 ایراد و مردادماه امسال به صورت برجسته در سایت خود منتشر کرد.

همزمان با این اقدام، برخی وزرای دولت جدید نیز با ایجاد صفحات شخصی در فیس بوک اقدام به انتشار مطالبی کردند که بعضا نمی توانستند آنها را در تریبون‌های رسمی اعلام کنند.

 

به

سوالی که در اینجا پیش می آید این است که آیا facebook به عنوان سایتی که مارک زوکربرگ در دره سیلیکون آمریکا ایجاد کرده پدیده مبارکی است یا مفهومی به نام «شبکه اجتماعی مجازی»؟ قطعا مفهوم یک امری بر مصادیقش ارجحیت دارد.

یعنی اگر فیس بوک نیز مبارک شود به خاطر شبکه ای بودن و اجتماعی بودن و مجازی بودن آن است. پس شبکه اجتماعی مجازی چیز مبارکی است. در ضمن به خاطر افزایش آمارهای طلاق در اروپا و آمریکا به خاطر استفاده کردن از فیس بوک، در مبارک بودن شبکه های اجتماعی با ساختار فعلی نیز شک و تردید های بسیاری وجود دارد.

حال سوال دیگری که مطرح می شود این است که چرا اولویت ما برای تبلیغ و استفاده از شبکه اجتماعی مجازی، محصولات آمریکایی باشد؟ آیا ما در داخل شبکه اجتماعی نداریم یا نمی‌توانیم طراحی کنیم؟ سایت‌های ایرانی مثل کلوب با  بازدید های چندصدهزار نفری در روز نمی‌تواند محل خوبی برای ارتباط وزرا با مردم باشد؟

ممکن است این مسئله مطرح شود که کلوب به اندازه فیس بوک قدرتمند نبوده و با آن قابلیت رقابت با آن را ندارد. این مسئله به دولت برمی گردد که باید از تولیدات داخلی حمایت کنند تا به سطح جهانی و قابل رقابت با نمونه های خارجی برسند. وقتی اوباما در تلویزیون به مردم اعلام می کند که برای ارتباط با من از جیمیل استفاده کنید، بهتر است مسئولان ما نیز راه‌های ارتباطی خود را از شبکه‌های اجتماعی ایرانی و سرویس های ایمیل داخلی انتخاب کنند.

اخیرا صفحات مختلفی به اسم اعضای کابینه دکتر روحانی در فیس بوک ایجاد شده و اینطور به نظر می رسد که این صفحات توسط وزرای محترم اداره می شود. هم اکنون در پیج های وزرای محترم در فیس بوک کامنت های مختلفی علیه فیلتر بودن سایت فیس بوک منتشر شده و کاربران ایرانی این شبکه اجتماعی از خود سوال می کنند اگر سایتی فیلتر است چگونه مسئولان براحتی از آن استفاده می کنند. دولتی که خود را قانون گرا می داند نباید برخلاف قانون عمل کرده و با فیلترشکن از سایت های فیلترشده استفاده رسمی کند تا چنین شبهاتی در اذهان ایجاد شود.

 

به

گرچه بعضی از مسئولان داشتن صفحه در فیس بوک را تکذیب و برخی تایید کرده اند اما همانطور که اشاره شد به دلیل اینکه این سایت خارج از اختیار و اداره عوامل داخلی است این صفحات باعث ایجاد حاشیه هایی شده است.

اما صفحه ای که به نام مرضیه افخم سخنگوی وزارت امورخارجه در فیس بوک درست شده بود در ابتدا بدون هیچ مشکل خاصی بروز می شد تا اینکه اقدام به توهین به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران کرد که با تکذیب خانم سخنگو مواجه شد.

از ابتدای ایجاد صفحه خانم افخم، با وجود اینکه این صفحه به نام ایشان اداره می شد و حتی شخصی که به صورت جعلی اقدام به بروز رسانی این صفحه می کرد برای ارتباطات مردمی ایمیلی را نیز معرفی کرده بود و خبرگزاری ها مطالب این صفحه را به نام خانم افخم در سایت خود بازنشر می دادند و با وجود اینکه 20:30 نیز حرف و حدیث های منتشر شده درباره این صفحه را بازتاب داد، با این حال خانم سخنگو تا زمانی که در صفحه فیس بوکش به نظام توهین نشده بود هیچ واکنش درباره این صفحه از خود نشان نداد در حالیکه برخی وزرا مانند وزیر امور خارجه داشتن صفحه در فیس بوک را تایید کرده بودند.

 

به

علاوه بر صفحه ی خانم افخم که متعلق به ایشان نبود، صفحاتی مانند صفحه اقای ظریف که توسط خود ایشان اداره می شد نیز برای وی حاشیه هایی درست کرده است. متاسفانه چند روز پیش صفحه اقای ظریف در فیس بوک هک شد و شخصی به جای ایشان اقدام به انتشار مطالبی در حمایت از فتنه گران کرد. آقای وزیر نیز که پس از مدتی توانست به صفحه خود دسترسی پیدا کند مطالب منتشره را پاک کرده و اعلام کرد امکان دارد به خاطر این سوء استفاده ها دیگر از این شبکه اجتماعی استفاده نکند.

 

به

براستی اگر واقعا مسئولان شبکه های اجتماعی را برای دیپلماسی عمومی برگزیدند چرا به سراغ شبکه های داخلی نرفتند تا اگر کسی هم خواست از هویت آنان سوء استفاده کند بتوان شخص خاطی را شناسایی و مجازات کرد؟ فیس بوک چند درصد از مردم ایران را تشکیل می دهد و آیا تامین کننده ارتباط امن، صحیح و لازم و نزدیک مسئولان با مردم سطح کشور خواهد بود؟ با توجه به اینکه اخیرا و همزمان با موج ورود وزرا به فیس بوک، محمدعلی ابطحی نیز که در سوء استفاده از وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی سابقه دیرینه دارد از فیلتر بودن فیس بوک انتقاد کرده به نظر می رسد شبکه سازی های اجتماعی این بار در فضای مجازی در حال شکل گیری است و این مسئله نیز عواقب خوشی را در پی نخواهد داشت.

لازم به یادآوری است که شان دولت جمهوری اسلامی ایران اقتضا نمی کند که مسئولان ارشد آن در شبکه اجتماعی مثل فیس بوک که عامل یک سوم طلاق در برخی کشورهای غربی است حضور پیدا کنند.

از مسئولان درخواست داریم بساط لایک بازی‌های فیس بوکی را جمع کنند، سایتی که محل بازاریابی دختران هرزه و رد و بدل کردن کارت شارژ و شماره تلفن برای کارهای غیراخلاقی شده است در شان مسئولان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نیست.

شان دولتمردان ایران ارتباط با پابرهنگانی است که در نقاط دورافتاده کشورند و حتی نمی‌دانند اینترنت چیست؛ مستضعفان دنیا که حتی اجازه حضور در فیس بوک ندارند و صفحاتشان توسط مدیریت فیس بوک بسته می شود آیا لایق ارتباط با مسئولان نظام مقدس جمهوری اسلامی نیستند؟

 

به

هاشمی رفسنجانی که فیس بوک را پدیده‌ای مبارک خوانده و البته خود از این پدیده استفاده نکرده بود، دولت را در چالشی انداخت که حالا مسئولان یازدهم یک به یک مجبور به بستن اکانت های خود و یا تکذیب استفاده از این شبکه نامبارک شده اند. بهتر است مسئولان دولت تدبیر و امید، در اولین ماه‌های فعالیت خود به جای اقداماتی که باعث حاشیه سازی و سوء استفاده دشمنان می‌شود به تدبیر و حل مشکلات اقتصادی مردم بپردازند.

2 نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 19:8  توسط   | 

بازخوانی يک مصاحبه ماندگار با همسر آیت الله هاشمی رفسنجانی
بازخوانی يک مصاحبه ماندگار با همسر آیت الله هاشمی رفسنجانی
عفت مرعشی: هيچ وقت از ازدواج با آيت‌الله هاشمی رفسنجانی پشيمان نشدم/ حاج آقا آنقدر خونسرد است که هیچ‌وقت آدم نمی‌تواند بگوید کی و چه فشاری روی ایشان آمده است اگر چه حضور زنان در عرصه‌های سياسی کمتر از مردان سياستمدار است اما به هيچ عنوان نبايد توفيقات سياستمداران را تنها به حساب خودشان گذاشت.

چندی پیش- قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم- ماهنامه مدیریت ارتباطات با عفت مرعشی، همسر آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی گفت‌وگوی مفصلی در مورد زندگی خصوصی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی این خانواده مؤثر در نظام جمهوری اسلامی، انجام داده بود که بازخوانی بخش‌هایی از آن- زندگی شخصی با آیت‌الله- خالی از لطف نیست. متن کامل این مصاحبه از آدرس اینترنتی اعلام شده در پایان این بخش قابل تهیه و مطالعه است.


* چطور با آقای هاشمی آشنا شدید؟‌

ما با آقای هاشمی فامیل بودیم. من از طرف مادر پدرم با ایشان فامیل هستم. جد ایشان آقایی بود به نام حاج هاشم و فامیل «هاشمی» از همان نام گرفته شده است. آن موقع که نام خانوادگی وجود نداشت و وقتی قرار شد هر کسی نام خانوادگی انتخاب کند، آنها عنوان «هاشمی» را انتخاب کردند. در اصل عنوان هاشمی به کسی تعلق می‌گیرد که سید باشد، اما آنها سید نبودند و از پدربزرگشان کلمه هاشمی را گرفتند. حاج هاشم، مرد بزرگ و ثروتمندی بود. پدر ‌آقای هاشمی از نواده‌های حاج هاشم است. مادر بزرگ من که مادر پدرم می‎شود، باز هم از همان نواده‌های حاج هاشم است. ما تقریباً با هم فامیل بودیم ولی فامیلی که خیلی با هم رفت‌و‌آمد نداشتیم.


* حاج آقا را کجا دیدید یا حاج آقا کجا شما را دید؟

من حاج آقا را خیلی دیده ‌بودم ولی حاج آقا مرا اصلاً ندید. چون حاج آقا گهگاه می‎آمد خانه پدر من.


* یعنی شما خواستگاری کردید؟

نه، من خواستگاری نکردم. او مرا ندیده بود، چون آن موقع مثل حالا نبود که خانم‌ها هر جا حضور داشته باشند و زن و مرد در یک جمعی کنار هم بنشینند؛ حتی پسرعموهایمان هم که خانه‌ ما می‎آمدند، ما جلو نمی‌رفتیم، چه برسد به آقای هاشمی.


* پس چطور این وصلت صورت گرفت؟ چطور شد که حاج آقا شما را انتخاب کردند؟

آن زمان اینگونه نبود که بروند دختری را ببینند و انتخاب کنند. خانواده‌ها می‎رفتند دختر را می‎دیدند و بعد بزرگ‌ترین دختر را انتخاب می‎کردند. من هم خواهر بزرگ‌تر بودم پس مرا انتخاب کردند.


* از طرف خانواده آقای هاشمی چه کسی برای خواستگاری آمد؟

برنامه خواستگاری من خیلی جالب بود. آقای اخوان مرعشی که نجف ساکن بودند -آنها پسرعموهای پدر من بودند- در یک میهمانی مرا برای آقای هاشمی خواستگاری می‎کنند. پدر من هم قبول می‎کنند، چون پدرم خیلی روحانیت را دوست داشت. پدرم موافقت کرد بدون اینکه به من بگوید. البته من مقداری مخالفت کردم اما بعد....


* یعنی آقای هاشمی را نمی‌خواستید؟

مخالفتم به دلیل اینکه آقای هاشمی را نمی‌خواستم، نبود. مخالفت کردم که چرا بدون اجازه من قبول کردند و به من اطلاع نداده بودند.


* شما نسبت به دخترهای آن موقع خیلی بازتر فکر می‎کردید، چون آن زمان دخترها معمولاً در این مسائل حق اعتراضی نداشتند.

خب ما اعتراض کردیم، چون پدرم به خودم نگفته بودند که قبول کردند. من گفتم چرا این کار را کردید.


* درس خوانده بودید؟

چون دخترها آن موقع بی‌حجاب بودند، من توی خانه درس می‎خواندم.


* مبارزات حاج‌آقا همان ایام آغاز شد؟

ازدواج که کردیم، آمدیم قم.‌ دوران مبارزه تقریباً همزمان با تولد فائزه بود که حاج‌آقا را برای سربازی بردند. البته داخل جمع خودشان مبارزه را شروع کرده بودند ولی مشخص نشده بود که به چه شکل است. زمانی که سرباز شدند، فائزه تقریباً دو، سه ماهه، محسن دو ساله و فاطمه سه ساله بود.

من هم همراه حاج آقا بودم و با کارهایش مخالفت نمی‌کردم. او بیرون مبارزه می‎کرد، من منزل و بچه‌ها را اداره می‎کردم. اگر برنامه‌ای هم پیش می‎آمد، باز هم وظایفی را انجام می‎دادم.


* می‎شود یکی از آن برنامه‌هایی را که باید انجام می‎دادید و دادید را بگویید؟

ایشان اوایل مبارزه خیلی از ما کمک نمی‌خواستند. دو ماه سربازی بودند. بعد که آمد، مدتی گذشت و دستگیر شدند و ایشان را از قم به تهران آوردند. برای من با 3 تا بچه، نبودن ایشان و دوری از پدر و مادر یک مقدار سخت بود ولی جا نخوردم و زندگی را به نحو احسن اداره کردم.


* حاج آقا تا به حال با شما دعوا کرده‌اند؟

دعوا نبوده، گفت‌وگو بوده، نمی‌شود بگوییم دعوا.


* هدفم از طرح سؤال این است که می‎خواهم ببینم حاج آقا چقدر از ابتدا تا الان نگاهشان تغییر کرده است؛ الان شاید خیلی مهم نباشد که حاج آقا طرفدار حقوق زنان باشد ولی آن موقع حاج آقا چقدر برای زنان ارزش قائل بود و چقدر نگاه ایشان از آن زمان تا حالا تغییر کرده است؟

تغییری نکرده است.


* یعنی از اول حاج آقا همین نگاه باز را به حضور اجتماعی زنان داشتند؟

بله، خیلی.


* می‌خواهم یک سؤال خصوصی‌تر بپرسم. اگر دوست داشتید جواب بدهید. تا حالا شده از اینکه با حاج آقا ازدواج کرده‌اید، پشیمان شوید؛ حتی برای یک لحظه؟‌

نه، هیچ وقت.


* حتی در تمام دورانی که ایشان در زندان بوده‌اند؟

من خودم هم تقریباً بدم نمی‌آمد که ایشان مبارزه ‎کند، به خاطر اینکه برای دین مبارزه می‎کردند، ما هم مسلمان بودیم. وقتی اسم دین و قرآن می‎آمد وسط، ما هم قبول می‎کردیم.


* هنوز هم همین نگاه را دارید؟

هنوز هم همین نگاه را دارم.


* چه دوره‌ای بیشترین فشار روی آقای هاشمی بوده، یعنی شما در خانه بیشتر لمس کرده‌اید که فشار روی ایشان است؛ چه به لحاظ سیاسی، چه اجتماعی یا فشار کاری؟

حاج آقا آنقدر خونسرد است که هیچ‌وقت آدم نمی‌تواند بگوید کی و چه فشاری روی ایشان آمده است. موقعی که مبارزه می‎کردند، زندان می‎رفتند، بر می‌گشتند و... حالتشان یکسان بود.


* آیا با شما در مورد فشارهایی که روی ایشان بود، درد دل می‎کردند؟

نه، خیلی از شکنجه‌هایش را نمی‌گفت، الان هم از آن موقع چیزی نمی‌گوید. در اولین ملاقاتی که من با آقای هاشمی در زندان داشتم، وقتی از زندان آمدم بیرون، همه سؤال کردند که وضعیت پایش چطور بود؟ گفتم من چیزی نمی‌دانستم. قضیه از این قرار بود که ایشان را کتک و شلاق زده بودند، پایش خیلی مجروح شده بود و برده بودند بیمارستان. حالش که بهتر شده بود، یک ملاقات به ما داده بودند.

دفعه دوم که رفتم ملاقات، از ایشان سؤال کردم که قضیه پایت چه بوده؟ گفت هیچی نبوده. بلند شد، گفت ببین راه می‎روم. باز هم چیزی نگفت، هنوز هم نمی‌گوید. هنوز هم از شکنجه‌هایش نمی‌گوید.


* هیچ‌وقت شما از ایشان درخواست نکردید که به خاطر فشارها مسؤولیت‌ها را کم کند یا اینکه چرا آنقدر خودت را درگیر می‎کنی؛ اینها اعتراضاتی است که خانم‌ها معمولاً دارند.‌

نه، بدم نمی‌آمد که مبارزه کند. من خودم هم تقریباً مبارز بودم.


* منظورم بعد از انقلاب است.

نه، هیچ‌وقت. وقتی می‎تواند کار کند چرا من جلوی کارش را بگیرم. خب خودش دوست دارد کار کند. اینگونه کار کردن  فشار هم به دنبال دارد اما توجه نمی‌کند. کسی که چیزی را دوست دارد، فشار را احساس نمی‌کند.


* یعنی شما معتقدید که حاج آقا در این چند سال اخیر هم خیلی راحت کار می‎کرده؟

راحت، چون به خواست خودش بوده. وقتی انقلاب شد کلاً همه با شوقی خاص کار می‎کردند. بعد از این همه شکنجه و زندان و...، حالا به آن خواسته‌هایشان رسیده بودند. خب همه خوشحال بودند و کار هم رویشان اثر نمی‌گذاشت. هر چقدر هم که کار می‎کردند واقعاً من نمی‌دیدم که احساس خستگی بکنند.


* شما در زمانی که آقای هاشمی رئیس‌جمهور بودند، در سفرهایی که ایشان می‌رفتند، مخصوصاً سفرهای خارجی، همراهشان می‎رفتید؟

بله می‎رفتم.

* این جزء پروتکل رسمی دولت بود که همسران رئیس جمهور همراه آنها بروند؟‌

بله می‎رفتند، فکر می‎کنم که الان هم می‎روند. شما بهتر می‎دانید.


* اینکه می‌گویید فکر می‌کنم الان هم می‌روند معنی‌اش این است که شما با همسران رؤسای‌جمهور بعد از آقای هاشمی ارتباطی ندارید؟

با همسر آقای خاتمی از اول ارتباط داشته‌ایم، الان هم داریم ولی با خانم آقای احمدی‌نژاد، نه. از اول ارتباط و نشست نداشتیم، هنوز هم نداریم.


* اصلاً ایشان را ندیده‌اید؟‌

چرا ایشان را در مرقد یا منزل امام و جاهای دیگر دیده‌ام، خانم خیلی خوبی هم هستند ولی رفت‌وآمد خانوادگی نداریم.

* با آقای خاتمی چطور، الان هم رفت‌وآمد دارید؟

با خانم آقای خاتمی الان هم ارتباط داریم.


* معمولاً همسران رؤسای جمهور کارهای عام‌المنفعه انجام می‎دهند.

من کار می‎کردم ولی کاری که اسم داشته باشد و دفتر داشته باشد، نداشتم. گاهی برخی افراد خواسته‌هایی داشتند، من انجام می‎دادم. در زمان جنگ گروهی تشکیل داده بودیم، آدرس می‎گرفتیم پائین شهر و به نیازمندان کمک می‌کردیم. به خانواده‌هایی که بچه‌هایشان به جبهه رفته بودند، سر می‌زدیم و اگر کاری داشتند کمکشان می‎کردیم. می‎گفتیم هر کاری دارید بگویید، مثلاً اگر یخچالتان خراب شده، اعلام کنید ولی اینکه من دفتر داشته باشم و اسم داشته باشم، نه خودم خوشم می‎آمد، نه آقای هاشمی. ولی به نوعی دیگر کار می‎کردم، جهیزیه عروس می‎دادیم و....


* یعنی کارتان به شکل غیررسمی بود؟

بله، غیررسمی بود توی خانه.


* بودجه ای در اختیار داشتید؟

نه، بودجه‌ای نداشتیم. برای انصار مجاهدین بودجه در اختیار ما قرار می‎دادند، چون امام فرموده بودند که بروید سراغ خانواده‌هایی که جبهه می‎روند که تقریباً فقیر هم بودند. برای اینها بعضی چیزها به ما می‎دادند و ما هم می‎بردیم. خیلی‌ها نمی‌گرفتند، خیلی‌ها هم می‎گرفتند.

2 نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1392ساعت 10:10  توسط   | 

بازتاب آزادی برخی زندانیان حوادث 88

بازتاب آزادی برخی زندانیان حوادث 88

عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی با اشاره به آزادی تعدادی از زندانیان حوادث سال 88 گفت: این موضوع هیچ ارتباطی با شرایط کنونی و فضای سیاسی کشور ندارد؛ بلکه براساس پایان دوران محکومیت‌شان و طبق حکم دستگاه قضایی آزاد شده‌اند.

حمیدرضا ترقی افزود: : مساله خاصی اتفاق نیافتده است که قابل ارزیابی و قضاوت باشد اما اگر این افراد به صورت عفو یا تخفیف آزاد می‌شدند قابل تجزیه و تحلیل بود.

 

وی در رابطه با تاثیر آزادی تعدادی از زندانیان حوادث 88 در فضای جامعه گفت: ممکن است اصلاح‌طلبان بخواهند از این موضوع بهره‌برداری کنند، اما فکر می‌کنم تاثیر زیادی نداشته باشد؛ مگر این‌که خود این افراد با حضورشان در جامعه بخواهند مواضع و راه قبلی را در تعارض با نظام دنبال کنند و این موضوع موجب می‌شود فضای سیاسی که در کشور توسط دولت یازدهم به وجود آمده است، آسیب ببینند و موجب بروز چالش‌های جدید شود.

در همین رابطه دبیر انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها با اشاره به آزادی برخی زندانیان حوادث سال88 گفت: این موضوع نگاه امیدوارانه را که با تشکیل دولت جدید ایجاد شده بود تقویت و تشدید می‌کند و راه برای ایجاد همدلی هرچه بیشتر و رفع کدروت‌ها باز خواهد کرد.

 

محمدعلی حاضری اظهار امیدواری کرد که آزادی تعدادی از زندانیان در شب گذشته طلیعه حرکت نویدبخش بعدی و با استمرار باشد تا آن‌چه انتظار جامعه ایران از دولت تدبیر و امید بود به نهایت خود که آزادی تمام این زندانیان و رفع ناملایمت‌های گذشته بود، منجر شود.

 

وی افزود: این آزادی تحقق بخشی از انتظارات مردم و جامعه‌ای بود که انتخابات 24 خرداد را رقم زدند و امیدواریم در این مرحله باقی نماند و به سرانجام نهایی خود که رفع همه رفتارهای غیرقانونی است، منجر شود.

همچنین  یک عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی آزادی برخی از زندانیان حوادث سال 1388 را نشان‌دهنده رافت و خالی بودن قلوب مسوولان عالی رتبه نظام از کینه و دشمنی ارزیابی کرد.

 

حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی موسوی‌نژاد گفت: با آزادی زندانیان حوادث سال 88 فرصت خوبی در رسیدن به اهداف عالی انقلاب و نظام به وجود آمده است.

 

وی در عین حال متذکر شد: آن‌چه مردم انتظار دارند این است که هر کس جرم یا خطایی مرتکب شد به سزای عملش برسد، ولی مدارا و رافت اسلامی حکم می‌کرد بدور از دشمنی و کینه با خاطیان برخورد شود که به لطف الهی این اتفاق افتاد.

 

وی آزادی این زندانیان را موجب گشایش فضای سیاسی کشور دانست و افزود: هر رفتاری که منجربه نشاط سیاسی نظام و ایجاد وحدت رویه بیشتر بین مسوولان و گروه‌های سیاسی می‌شود را باید انجام داد.

در همین زمینه سخنگوی حزب اعتماد ملی در رابطه با آزادی برخی زندانیان حوادث 88 گفت: در جریان نیستم که آیا این افراد محکومیت‌شان را گذارنده‌اند یا مورد عفو قرار گرفته‌اند، اما در هر حال فضای کشور تغییر کرده و فضای محبت،‌صمیمت‌،وحدت و آرامش حاکم شده است.

 

حجت‌الاسلام و المسلمین رسول منتجب‌نیا اظهار کرد: مردم امیدوار هستند همین‌طور که به لطف خدا مشکلات اقتصادی‌شان حل می‌شود و گرفتاری‌ها به حداقل می‌رسد، زندانیان هم مورد عفو و لطف مسوولان قرار گیرند و آن‌هایی هم که در حصر خانگی هستند ان‌شاءالله به زودی رفع حصر شوند تا مردم امیدوارتر شوند.

 

وی با بیان این‌که «امیدواری مردم به نشاط و ایجاد امید در جامعه کمک می‌کند» افزود: امید در جامعه باعث می‌شود مسوولان هم بهتر بتوانند با موفقیت مشکلات مردم را برطرف کنند.

2 نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1392ساعت 10:9  توسط   | 

دو تذکر مهم رهبر انقلاب به دولتمردان
دو تذکر مهم رهبر انقلاب به دولتمردان

لزوم تاکید بر مواضع اصولی و لزوم توجه به نیرو و توان داخلی کشور دو تذکر مهمی است که همه مسوولان کشور خصوصا مسوولان اجرایی باید جدی بگیرند.

در میان تذکراتی که رهبر معظم انقلاب اسلامی در چند ماه اخیر بارها و بارها به مسوولان کشور متذکر شده‌اند دو تذکر است که از جایگاه ویژه و خاصی برخوردار است و با تاکید وشدت بیشتری بر آن بیان می‌شود. این تذکرات البته خاص یک نهاد خاص یا یک مسوول خاص نیست و متوجه همه مسوولان کشور است اما از آنجا که بخش مهمی از توان تاثیرگذاری در کشور در دست قوه مجریه است مسوولان اجرایی کشور نیز باید خود را مخاطب این تذکرات مهم بدانند.


1. لزوم تاکید بر مواضع اصولی و حفظ شعارهای اساسی خود

اولین نکته‌ای که از اهمیت بسیار بالایی بر خوردار است مساله لزوم حفظ مواضع اصولی خود و تاکید بر شعارهای اساسی کشور است. هر کشوری با توجه به اصول و مبانی حاکم بر نظام آن دارای یک سلسله از اصول و مبانی است که هرچه این اصول و مبانی مستحکم‌تر و رصین‌تر باشند و هرچه این اصول و شعارها واقع‌نگر‌تر و حقیقی‌تر باشند امکان موفقیت آن کشور را بیشتر می‌کند. اما بدترین حالت‌ها برای یک کشور آن است که مسوولان آن کشور چه در بخش اجرایی و چه در تقنین و یا قضا و یا هر بخش دیگری از اصول و مبانی خود پیروی نکنند و با هر بادی به هر جهتی خم شوند.

چنین حالتی حتی از آن حالتی که اصول و مبانی یک مجموعه قابل خدشه و غلط باشد هم بدتر است. به عبارت بهتر باید هر چه می‌توان تلاش کرد که اصول و مبانی‌ای که در مدیریت کلان کشور به آن متمسک می‌شویم صحیح و واقعی و حقیقی باشد. اما باز هم می‌توان گفت که تمسک به اصولی که قابل خدشه و مشکل‌دار باشند بهتر از حالتی است که کشوری هیچ اصل و مبنایی را پی‌گیری نکند و کلا دنباله رو دیگران و همج رعاع باشد و از خواسته‌های دیگران و بر اساس جو و هیجان تصمیم بگیرد.

از آن بدتر آن است که مسوولان یک کشور تصور کنند که برای موفقیت باید از خواست و میل ابرقدرت‌ها تبعیت کرد و چنین خیال باطلی بر آنها حاکم شود که اگر به خواست ابرقدرت‌ها و مستکبران عالم تن دهند، این ابرقدرتها رعایت حال و منافع آنها را خواهند کرد.

این تذکر اولی است که از دو تذکر مورد نظر باید بیان می‌شد. رهبر معظم انقلاب در بیان این تذکر خاطر نشان ساختند: «آن کسانى که این راه را نشناختند و در کشورهاى خودشان جور دیگرى عمل کردند، براى اینکه دل مستکبرین را به‌دست بیاورند از اصول خودشان گذشتند و شعارهاى اساسى خودشان را فراموش کردند، ملاحظه میکنید که به چه روزى افتادند؛ آنها کسانى هستند که اگر چنانچه در مصر شعار مبارزه‌ى با اسرائیل وجود میداشت، اگر در مقابل وعده‌هاى آمریکا و عوامل آمریکا کوتاه نمى‌آمدند، این‌جور معلوم نبود بشود، یعنى قطعاً این‌جور نمیشد که دیکتاتور سى ساله‌ى ذلیل‌کننده‌ى ملّت مصر از زندان آزاد بشود و آن کسانى که با رأى مردم انتخاب شده بودند، احتمال محکومیّت به اعدام درباره‌ى آنان برود؛ اصلاً چنین چیزى ممکن نبود پیش بیاید. آن کسانى که در میدان ایستادند در مقابل همین منتخبین - ساده‌دلان - شعار دادند، اگر آن مواضع اصولى میبود، نصف آنها یا بیشتر آنها به طرف اینها مى‌آمدند، یعنى کسانى نبودند که مقابله کنند، معارضه کنند. از مواضع اصولى وقتى انسان عقب‌نشینى کرد، این‌جور خواهد شد. اینها چیزهایى است که به‌هرحال باید رعایت کرد.»

به عبارت بهتر آنچه در مصر رخ داده است نمونه‌ای بارز از رعایت نکردن این تذکر است. البته باید توجه داشت که این درس خاص مصر یا دیگر کشورها نیست و هر کشوری که در آن چنین تصور غلطی حاکم چنین، در معرض چنین خطری قرار دارد.

2. توجه و تاکید بر توان داخلی

دومین تذکر که به مانند تذکر اول از اهمیت به سزایی برخوردار است مساله توجه به توان داخلی و قطع طمع کردن از خارج است. این تذکر به این معنی نیست که انسان از امکانات خارجی استفاده نکند و یا در صورت امکان توان خارجی را به کار نگیرد؛ بلکه به این معنی است که اصل امید او و برنامه کار او متکی به خارج نباشد و برنامه‌های او منوط به حمایت خارجی نباشد و اصل و صدر کارهایش در گرو تایید و نفی خارجی‌ها نباشد.

این تذکر نیز خاص مسوولان اجرایی کشور نیست، در دستگاه قضایی و تقنینی و ... هم اگر مسوولان موفقیت و عدم موفقیت خود را رهین نظر خارجی‌ها کنند و پیشرفت کار خویش را به خواست آنها گرو بزنند کارشان زار و اوضاعشان نزار خواهد شد. در هر جا که مسوولان نگاهشان و چشم امیدشان به خارج باشد خطر چنین صدماتی مطرح است.

به همین دلیل است که در طول چند ماه اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها و بارها مسوولان کشور را به توجه به توان داخلی توصیه کرده‌اند و در آخرین مورد از این دست در جمع خبرگان رهبری بیان داشتند: «آنچه که ما احساس میکنیم که براى رفع مشکلات بایدانجام داد - مشکلات هم مال امروز نیست، مشکلات همیشه وجود داشته است، در همه‌ى کشورها هم وجود دارد؛ یعنى اگر کسى تصوّر کند که حالا در فلان کشور پیشرفته، یا فلان کشور اروپایى، یا غربى، یا ثروتمند، یا پرجمعیّت، یا کم‌جمعیّت، مشکلاتى وجود ندارد، خطا است؛ مشکلات همه‌جا هست؛ طبیعت کارِ یک ملّت این است که بالاخره در کار او مشکلاتى وجود دارد، مسئولینش باید آن مشکلات را برطرف بکنند و حرکتشان را ادامه بدهند؛ حالا بعضى میخواهند مشکلات را با کمک دیگران، با تکیه‌ى به دیگران، با رشوه دادن به دیگران، با تذلّل در مقابل دیگران حل کنند؛ بعضى‌ها هم نه، میخواهند مشکلات را با نیروى خودشان، با توان داخلى خودشان حل کنند - اعتقادمان این است که باید به تقویت ساخت درونى نظام اهمّیّت بدهیم؛ این اساس کار است. از درون، خودمان را باید تقویت کنیم. تقویت درونى با اندیشه‌ى کامل، با نگاه عاقلانه و خردمندانه چیزى است ممکن؛ چه به‌وسیله‌ى پیشرفت علمى، چه به‌وسیله‌ى ساخت و مدیریّت درست اقتصادى؛ اینها کارهایى است که به نظر ما ممکن است.»

امید است که مسوولان کشور خصوصا مسوولان قوه مجریه این تذکرات را جدی بگیرند و با اتکال به خدای متعال و توجه به این رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی بتوانند در انجام وظایف خطیری که بر عهده دارند موفق شوند.

2 نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1392ساعت 10:8  توسط   | 

چرا رهبر انقلاب صلح امام حسن(ع) را پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ خواندند؟

 چرا رهبر انقلاب صلح امام حسن(ع) را پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ خواندند؟

مقایسه شرایط صلح امام حسن(ع) و شرایط امروز؛
نبرد بین ایران و امریکا نبرد بین دو کشور نیست بلکه نبرد بین دو گفتمان است.

مراجعه به تاریخ و استفاده و بهره گیری از رویدادهای تاریخی و تطبیق آن با شرایط حاضر، همیشه بعنوان یکی از ابزارهای مهم در پیش بینی وقایع آینده و انتخاب راه درست برای سیاستمداران است. 

حضرت علی(ع) در این باره به امام حسن(ع) می فرمایند: پسرم درست است كه من به اندازه پيشينيان عمر نكرده‏ام، امّا در كردار آنها نظر افكندم، و در اخبارشان انديشيدم، و در آثارشان سير كردم تا آنجا كه گويا يكى از آنان شده‏ام، بلكه با مطالعه تاريخ آنان، گويا از اوّل تا پايان عمرشان با آنان بوده‏ام، پس قسمت‏هاى روشن و شيرين زندگى آنان را از دوران تيرگى شناختم، و زندگانى سودمند آنان را با دوران زيانبارش شناسايى كردم، سپس از هر چيزى مهم و ارزشمند آن را، و از هر حادثه‏اى، زيبا و شيرين آن را براى تو برگزيدم، و ناشناخته‏هاى آنان را دور كردم. (نامه 31 نهج البلاغه) 

شرایط کنونی ما و مواجهه با مساله هسته ای و سازش با امریکا به نحوی شباهت ها و تفاوتهایی با دوره امام حسن مجتبی(ع) و مواجهه ایشان با معاویه دارد که به آنها می پردازیم: 

نخست- در آن زمان جنگ نظامی شکل گرفت و در زمان حاضر جنگ اقتصادی؛ غرب با تحریمهای فراوان و در تنگناهای اقتصادی قراردادن جمهوری اسلامی ایران، کشورمان را وارد یک نبرد سخت اقتصادی کرد. 

دوم- ترفندهای معاویه برای تزلزل در سپاه امام شباهت بسیاری با عملیات روانی غرب در مواجهه با ایران دارد. معاویه چه در جنگ با امام علی(ع) در صفین و چه درجنگ با امام حسن(ع) همیشه برخلاف رویه عملی خود که آغازگر جنگ بود، دنبال این بود که القا کند دنبال جنگ نیست و قصد سازش دارد و امریکا نیز همیشه برخلاف رویه عملی خود که جنگ افروزی و تهدید است دنبال این است که عنوان کند قصد مذاکره و صلح دارد و طرف مقابل سر باز می زند. 

سوم- معاویه با ساختن شایعه های دروغین همیشه سعی در هدایت افکار و اذهان به نفع مصالح خود می کرد؛ نکته بارز این مساله که بسیار در جریان صلح امام حسن(ع) موثر بود این بود که معاویه تعدادی از افراد را مامور کرد که به خیمیه امام حسن(ع) بروند و نامه اهل کوفه که گفته بودند امام را دست بسته تحویل معاویه خواهند داد نزد ایشان برند. این افراد پس از اینکه از خیمه امام بازگشتند شایع کردند که امام صلح را پذیرفته و از آن طرف نیز این شایعه را در خط مقدم سپاه امام انداخت و شایعه این را که قیس بن سعد فرمانده سپاه خط مقدم با معاویه صلح کرده را در اردوگاه امام انداخت تا با این جنگ روانی سپاه را متزلزل کند. سپاهی که پس از فرار عبیدالله بن عباس پسر عموی امام به سوی معاویه دیگر قوامی نداشت. 

امروز نیز امریکا و غرب با شایعه هایی نظیر توافق با ایران بر سر مذاکره و یا قصد ایران برای توقف برنامه هسته ای این عملیات روانی مشابه را برای متزلزل ساختن انسجام داخلی انجام می دهد که معمولا با تکذیب مقامات ایران مواجه شده است. 

چهارم- سپاه امام حسن(ع) در آن زمان بسیار متزلزل و رفتار خواص و مردم سرشار از خیانت و خود فروشی بود؛ نمونه بارز آن همانطور که عنوان شد عبیدالله بن عباس که پسر عموی امام و از والیان و امیرالحاج حضرت علی (ع) بود و در جنگ با معاویه در آن زمان شکست خورده بود و معاویه سر فرزندانش را بریده بود، به همین دلایل فرمانده سپاه امام حسن(ع) شد اما بعد فریب معاویه را خورد و به درهم و دینار خود را به معاویه فروخت و این مجوزی شد برای خودفروشی دیگر خواص و مردم. دسته ای سپاه امام نیز متشکل از خوارج و برخی شکست خوردگان صفین بودند که با بغض معاویه و نه متابعت از ولایت به نبرد آمده بودند. همچنین نامه جمعی از مردم کوفه به معاویه برای تحویل دست بسته امام به وی از این موارد است. 

اما در حال حاضر انسجام داخلی و متابعت خواص از ولایت در مقابل امریکا به شدت نمایان است البته بعضا به علت بی تدبیری ها گفته هایی نظیر "در شرایط شعب ابی طالب هستیم" و یا نسبت دادن همه کاستی ها به تحریم ها که توسط مسئولین دولت پیشین عنوان شد بر این مساله خدشه وارد کرد اما درایت و هوشمندی رهبر انقلاب و تذکر و مخالفت به موقع ایشان با این گفته ها مانع از شاخه دوانیدن این طور گفته ها و افکار در کشور شد. امروز با وجود اینکه مردم دچار مشکلات عدیده اقتصادی در کشور هستند ولی هیچگاه در مقابل امریکا کرنش نخواهند کرد و هیچ گاه وابستگی و تسلط یک دولت خارجی را به حکومت و استقلال نظام داخلی ترجیح نخواهند داد. 

پنجم- معاویه با آن خوی استکباری اش به شدت تحقیر شده بود و هیچگاه نمی توانست آل امیه را در این تحقیر ببیند و همیشه به دنبال راهی بود که انتقام خود را از بنی هاشم بگیرد و حال امریکا نیز خود را با شعارهای "مرگ بر امریکا" در پس انقلاب اسلامی ایران به شدت در تحقیر می بیند و خوی استکباری اش اجازه این تحقیر را نمی دهد و حال برسر مذاکرات هسته ای دنبال این است که ایران را به کرنش وا دارد و باز هم بعید نیست با همان خوی ناپسندش سنگی در راه این تفاهم بیاندازد. 

ششم- و مهمترین مساله؛ قصد معاویه اصلا صلح با امام حسن(ع) نبود. معاویه هیچ گاه فکر نمی کرد که امام با وی صلح کند. معاویه فقط فضای جنگ را در پیش گرفته بود، نتیجه جنگ دو چیز بود اسارت یا شهادت امام. اگر امام اسیر می شد، پاسخی بود به فتح مکه در زمان پیامبر(ص) که ابوسفیان جد معاویه توسط پیامبر(ص) اسیر شد و پیامبر(ص) وی را آزاد کرد و بخشید و این کار شاید از کشتن ابوسفیان برایش سخت تر بود و بنی امیه به شدت تحقیر شد که البته حضرت زینب(س) در خطبه خود در شام و دربار یزید وی را "یابن الطقاء" پسر آزاد شدگان(برای تحقیر) خطاب کرد. و اگر هم امام و تمامی خاندانش به شهادت می رسیدند معاویه عنوان کرده بود که دنبال صلح است و قصد جنگ ندارد و به این ترتیب خود امام خواسته بود که جنگ کند و این تمام آرزوی معاویه بود. و اگر هم امام صلح می کرد که نهایتا باز هم خواسته معاویه بود که حکومت را در دست گیرد. 

اما ترفندی که امام برای صلح با آن شرایط به کار برد برای معاویه بسیار سخت وغیر منتظره بود و این "نرمش قهرمانانه" یعنی صلح توام با شرایط خاص باعث شد تمام نقشه های معاویه برآب شود. امام نامه ای به معاویه نوشت و عنوان کرد که با شرایطی آماده صلح است. معاویه کاغذ سفید امضایی فرستاد و امام شروطی را نوشت (ازجمله عمل معاویه به قرآن و سنت رسول خدا، عدم تعیین جانشین توسط معاویه، خلافت امام حسن و امام حسین(ع) بعد از وی، عدم دشنام دادن به حضرت علی(ع) در منبرها و درامان بودن جان شیعیان) که معاویه مجبور شد در اولین خطابه اش بعد از خلافت بگوید که شروط را زیر پا می گذارد و چهره واقعی خود را نمایان کند. در نهایت پیروز میدان در میان مردم و افکار عمومی، امام حسن(ع) شد و از این جهت رهبرانقلاب صلح امام حسن(ع) را در کتابی که از شیخ راضی آل یس ترجمه کردند "پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ" خواندند. 

این خصوصیت نیز ممکن است توسط امریکا روی بدهد یعنی امریکا پس از مذاکره با ایران و تعیین شروط دلخواه ایران آن را زیر پا بگذارد و جامعه جهانی بیشتر از پیش از چهره پلید امریکا آگاهی یابد. 

هفتم- اما تفاوت عمده ای که در شرایط حاضر با شرایط دوران امام حسن (ع) وجود دارد! پیچ تاریخی که در آن زمان با تزلزل و خیانت خواص و مردم روی داد و خلافت دست معاویه افتاد، باعث شد واقعه اسف بار کربلا به وقوع بپیوندد و حال نیز بر سر یک پیچ تاریخی هستیم؛ نبرد بین ایران و امریکا نبرد بین دو کشور نیست بلکه نبرد بین دو گفتمان است. آنچه که در جهان امروز مشاهده می شود به گونه ای جهانی با دو قطب، یکی گفتمان پیشرف اسلامی که نماد آن ایران است و دیگری گفتمان پیشرفت غربی یا لیبرالیسم که نماد آن امریکا است. خیزش های مختلف مردم در کشورهای بخصوص اسلامی نشان دهنده این است که مردم خواهان تغییر در وضعیت خویش هستند و همینطور برای این تغییر دو مسیر قرار دارد، یکی مسیر پیشرفت اسلامی و دیگری پیشرفت غربی، که البته انتخاب آن با خود افراد جامعه است و اگر هر کدام از این دو از سوی ملتها انتخاب شوند به مثابه پیروزی آن گفتمان تلقی می شود. 

اگر ایران در مواجهه با امریکا از شروط خود دست بردارد و به نوعی به شروط امریکا تن دهد پیچ تاریخی جهان را به سمت گفتمان لیبرال دمکراسی سوق داده و بالعکس اگر آمریکا مجبور به پذیرش شروط ایران برای مذاکره شود این پیچ به سمت گفتمان پیشرفت اسلامی سوق خواهد یافت. تاکید همیشگی رهبر انقلاب نیز بر آیه «ولينصرنّ اللّه من ينصره» به همین دلیل است. 

آنچه که مسلم است این است که ایران در شرایط کنونی در موضع ضعف نیست و البته اگر خواص با بصیرت رفتار کرده و تزلزل در خود راه ندهند همین گونه نیز خواهد بود. یعنی اگر گروه مذاکره کننده هسته ای با تدبیر درست و از موضع قدرت و حفظ عزت ملی کار را پیش ببرند نتیجه این مذاکرات اگر پیروزی مطلق ایران بر سر شروطش نباشد یک بازی برد-برد برای طرفین خواهد بود که البته با توجه به قدرت بیشتر سخت افزاری امریکا در جهان نسبت به ایران، باید گفت همین بازی برد-برد یک پیروزی ایدئولوژیک برای جمهوری اسلامی ایران است و ایران به اهداف خود دست یافته است یعنی قدرت ایدئولوژیکی ایران با قدرت سخت افزاری امریکا برابری کرده و همین است که رهبرانقلاب نیز می فرمایند معتقد به "نرمش قهرمانانه" در دیپلماسی هستم. یعنی دیپلماسی که منجر به یک برد چشمگیر ایدئولوژیک و شکست سنگین برای امریکا خواهد شد.

2 نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1392ساعت 10:6  توسط   | 

دکتر سعید جلیلی: صلح حدیبیه؛ مصداق نرمش قهرمانانه

 دکتر سعید جلیلی: صلح حدیبیه؛ مصداق نرمش قهرمانانه

به

صلح حدیبیه در شرایطی واقع شد که پیامبر تا آن زمان ۶سال به جنگ با دشمن پرداخته بود و در آن سال از نظر قدرت و موقعیت در وضعیت بهتری نسبت به ۶سال قبل بودند اما با این وجود پیامبر صلح را برمی گزیند. پیامبر با در نظر گرفتن هدف غایی که گسترش اسلام در سراسر جهان بود، باید دامنه دعوت خویش را کم کم به خارج از محدوده مدینه و مکه و حتی شبه جزیره بگستراند. تا سال ششم پیامبر توانسته بود تا اسلام را در منطقه حجاز گسترش دهد و دشمنان خویش را در این منطقه به قدر کافی تضعیف نماید.

قریش بزرگ‌ترین و اصلیترین دشمن پیامبر، تمام سعی خویش را در مخالفت با پیامبر به کار برده بود. اینک مشخص شده بود قریش دیگر توان وارد ساختن ضربه اساسی به مدینه را ندارد. پیامبر با بسیاری از قبایل منطقه نیز ارتباط برقرار نموده است و باید به نقاط دوردست‌تر بپردازد. دو ابرقدرت روم و ایران هنوز به اسلام دعوت نشده بودند. لحن نامه‌هایی که پیامبر به سران کشور‌ها نوشتند لحن قاطعی بود. این لحن، آمادگی برای هرگونه خطر احتمالی را می‌طلبید و پیامبر باید از قبل چنین آمادگی را فراهم سازد. پیامبر دریافته بود که برای پرداختن به خارج از شبه جزیره، می‌بایستی در منطقه ثبات حکم فرما شود و پیامبر دیگر منازعی در منطقه نداشته باشد. لازمه پرداختن به خارج، حضور بلامنازع در منطقه است و برای اینکار یا باید دشمن مقهور شود و یا اینکه خاطرجمع شد که دیگر ازناحیه وی مزاحمتی ایجاد نخواهد شد. بدین سبب پیامبر با حرکت به سوی مکه و نمایشی از قدرت را طرح ریزی می‌نمایند. مانوری که منجر به صلح حدیبیه شد و بوسیله آن ایشان توانست به مقصود خویش، ایجاد ثبات در منطقه و تبلیغ اسلام درخارج شبه جزیره برسد.

در این قسمت ابزار‌ها و تاکتیکهای پیامبر در در صلح حدیبیه مورد بررسی خواهد گرفت:

۱) ایجاد زمینه برای تحقق استراتژی

پیامبر چون قصد حرکت به سمت مکه را نمود باید زمینه را برای مقهور ساختن دشمن فراهم می‌نمود. بهترین شیوه جنگ سرد بود، کاری که قریش به دلایل ملاحظات سیاسی نتواند عکس العملی نشان دهد. پیامبر قصد عمره می‌نماید، سنت مشترکی که بسیاری از قبایل به آن عمل می‌نمایند و قریش نیز به عنوان متولیان کعبه نمی‌توانند مانع آن شوند. استفاده از این سنت مشترک می‌تواند وسیله‌ای کارساز باشد، پس پیامبر تمامی همپیمانان خویش را به سوی مکه فرامی خواند و خود نیز با بسیج ۱۵۰۰ نفر و برداشتن هفتاد قربانی راهی می‌شود. هم پیمانان می‌دانند ورود به مکه مساوی با شکستن شوکت قریش است و از دیگرسو قریش نمی‌توانند مانع ورود زائران به مکه شود، پس بحرانی در پیش خواهد بود بدین سبب از رفتن کناره می‌گیرند چرا که قریش در مدینه به پیامبر حمله کرد تا چه رسد به مکه.

اما پیامبر با هوشیاری کامل به سوی مکه حرکت می‌کنند و در جواب هریک از فرستادگان قریش می‌فرمایند: ما قصد جنگ نداریم و برای عمره آمده‌ایم و آوردن قربانی را گواه بر این موضوع می‌گیرد. نشان دادن قربانی‌ها به قریش و اعلام اینکه هدف زیارت است، کارساز می‌شود. در مکه اختلاف می‌افتد. عده‌ای معتقدند نمی‌توان جلوی زائرین را گرفت و قریش معتقدند اگر برای حج هم آمده‌اند نباید وارد شهر شوند چرا که این مطلب ورد زبان قبایل عرب خواهد شد. این زمینه سازی باعث می‌شود قریش که در ابتدا طلب صلح نداشتند برای جلوگیری از ورود پیامبر به مکه خواهان صلح شوند. اینک برای قریش مهم‌تر از هرچیز جلوگیری از ورود پیامبر به مکه است تا شاید در پرتو آن شوکت قریش باقی بماند. مشکلی که قریش دچار آن شده بود راه حل آن صلح با پیامبر و جلوگیری از ورود ایشان به مکه بود و این‌‌ همان خواسته پیامبر بود. وادار نمودن دشمن به ترک جنگ و عدم مزاحمت تا بتوان به دیگر نقاط جهان پرداخت

حرکت پیامبر بهترین زمینه را برای تحمیل صلح به قریش فراهم نمود. خود رسول اکرم در اینباره می‌فرمایند: «مشرکین از شما طلب صلح کردند و تمایل داشتند که با شما در امان باشند و حال آنکه قبل از آن نسبت به شما کراهت داشتند».

۲) دیپلماسی

حضور پیامبر در نزدیکی مکه دشمن را به هراس می‌افکند، لذا مذاکره و ارسال پیام بین طرفین آغاز می‌شود. پیامبر سعی می‌نماید با یک دیپلماسی هوشیارانه خواسته خویش را بر قریش تحمیل نماید. ۸ بار فرستادگان طرفین برای مذاکره رفت و آمد می‌کنند.

بار اول «بشر بن سفیان» به نزد ایشان آمده و حضرت جواب می‌دهد: ما برای زیارت آمده‌ایم.

بار دوم «بدیل بن ورقا خزاعی» هم پیمان پیامبر را به نزد ایشان می‌فرستند، پیامبر دوباره می‌فرمایند: ما برای حج آمده‌ایم

پس از آن «مکرز بن خفض» فرستاده می‌شود و باز‌‌ همان جواب را می‌شنود

بار چهارم «حلیس بن علقمه» به نزد پیامبر فرستاده می‌شود و ایشان با‌شناختی که از روحیات وی داشتند دستور می‌دهند تا شترهای قربانی را به وی نشان دهند و او چون آن‌ها را می‌بیند متاثر شده و به نزد قریش برمی گردد و موافقت خویش را از ورود پیامبربه مکه اعلام می‌دارد. در مکه اختلاف می‌افتد قریش هراسان شده و اینبار «عروه بن مسعود» را به نزد پیامبر می‌فرستند تا با تهدید روحیه مسلمانان را تضعیف نماید اما مشاهده می‌کند که مسلمانان محبتی عظیم به ایشان دارند و برای ایشان حاضرند جان خویش را نیز فدا کنند پس به نزد قریش بازگشته و از وفاداری مسلمین به پیامبر و اراده عظیم آنان سخن می‌گوید.

رسول خدا تاکنون توانسته است با استفاده از سنن مشترک و نمایش قدرت مسلمانان، در تمامی مذاکرات دشمن را به بن بست برساند. اینک دشمن به دنبال بهانه‌ای برای جلوگیری از ورود پیامبر به مکه است، اگر پبامبر وارد مکه شود شوکت قریش شکسته خواهد شد و اگر مانع ورود ایشان شوند نیز به نحوی دیگر چرا که آنان، متولی کعبه‌اند و چنین حقی را ندارند، لذا قریش به دنبال بهانه‌ای می‌گردند تا بوسیله آن از این بحران رهایی یابند بدینوسیله «خراش بن امیه» فرستاده پیامبر را نه تنها به حضور نمی‌پذیرند بلکه نقشه قتل وی را نیز می‌ریزند اما پیامبر هوشیارانه هیچ عکس العملی نشان نمی‌دهند. از سوی دیگر قریش ۵۰ نفر را به سپاه پیامبر می‌فرستد تا چند نفر از مسلمانان را به اسارت بگیرند و بهانه‌ای برای جنگ پیدا شود، اما هر ۵۰ نفر توسط مسلمانان دستگیر می‌شوند و پیامبر دستور آزادی آن‌ها را می‌دهد. این حرکت مدبرانه پیامبر هر گونه عکس العملی را از دشمنن سلب می‌نماید.

پیامبر فرستاده دوم خویش «عثمان بن عفان» را به نزد ایشان می‌فرستد، آنان عثمان را محبوس و شایعه می‌کنند عثمان به قتل رسیده است. این شایعه می‌تواند کارساز باشد، از یک سو ممکن است به بهانه آن مسلمانان جنگ را شروع نمایند و بعد هم با آزادی عثمان، خرده‌ای بر قریش نباشد و از دیگر سو قریش می‌توانست به ارزیابی سپاه پیامبر بپردازد که تا چه اندازه توان جنگ و مقابله با قریش را دارند و آیا آمادگی جنگیدن دارند یا خیر؟

اما پیامبر بسیار هوشیارانه عمل می‌نمایند، مسلمانان را برای جنگ با قریش بسیج نموده و ازآنان بیعت می‌گیرد که با قریش بجنگند و بیعت برای جنگ، نشانگر نیرویی جدی و قوی و تهدیدی مهم برای قریش بود. قریش مستاصل شده و خبر سلامت عثمان را به پیامبر می‌رساند قریش چاره‌ای جز صلح با پیامبر ندارد «سهیل بن عمرو» به نزد پیامبر فرستاده می‌شود تا قرارداد صلح را بنویسد، اما به او سفارش می‌شود تا جایی که می‌تواند سعی نماید تا مذاکره به بن بست برسد. اما پیامبر این نقشه را نیز خنثی می‌سازد. پیامبر هدفی بزرگ‌تر و لازمه آن صلح در منطقه است، پس باید انعطافهایی در مذ اکرات انجام دهد اگرچه فهم آن برای بعضی از اصحاب دشوار خواهد بود.

«سهیل بن عمرو» از ابتدای مذاکره، شروع به سنگ اندازی می‌نماید. نخست خواهان ننوشتن «بسم الله الرحمن الرحیم» می‌شود. اصحاب اشفته می‌شوند، اما پیامبر می‌فرمایند: آنچه او می‌خواهد بنویسد «بسمک اللهم» دوباره سهیل بن عمرو از نوشتن «محمد رسول الله» امتناع می‌نماید، پیامبر باز هم موافقت می‌نمایند. انعطافهای پیامبر سهیل را مقهور می‌نماید، در صلحنامه، سهیل بن عمرو چنین ماده‌ای را پیشنهاد می‌کند که:

اگر کسی از قریش بدون اجازه ولی خود به محمد ملحق شود او را به پیش ولی خود باید بازگرداند و هرکس از همراهان محمد به قریش ملحق شود او را به محمد بر نخواهند نگرداند.

این آخرین حربه دشمن برای فرار از صلح است، بعضی از اصحاب باز هم آشفته می‌شوند. اما پیامبر بازهم آن را می‌پذیرند و بدین ترتیب قرارداد صلح بر دشمن تحمیل می‌شود. اینک بر اساس قرارداد، پیامبر با یک دیپلماسی آگاهانه بزرگ‌ترین دشمن خویش را در منطقه خلع سلاح نموده و با خاطرجمعی می‌تواند اسلام را به بقیه نقاط گسترش دهد.

۳) تهدید به جنگ:

پیامبر برای تحمیل صلح بر دشمن به منطقه آمده بود، لذا باید از یک سو از موضع قوی با دشمن برخورد می‌نمود، واز یک سو باید با هوشیاری کامل مانع از هرگونه سنگ اندازی در راه صلح شود و از دیگر سو باید از موضعی قوی و بر‌تر با مسئله برخورد نماید. برای تحمیل صلح علاوه بر قراردادن دشمن در محظورات سیاسی، مهم‌ترین کار ترساندن وی از قوه نظامی است. بدین خاطر وقتی اولین فرستاده قریش برای تهدید به نزد پیامبر آمد ایشان با قاطعیت هرچه تمام‌تر فرمودند:

قریش چه گمان می‌گند؟ به خدا سوگند در راه دین خدا که مرا بدان مبعوث نموده آنقدر می‌جنگم تا خدا آن را پیروز گرداند و یا اینکه جان خود را بر سر این راه گذارم و از میان روم

و چون حضرت اطلاع یافت که قریش قصد دارد راه را بر ایشان ببندد پس از مشورت با اصحاب، اعلام کردند یا مهلت به آن‌ها می‌دهیم و یا می‌جنگیم. این تهدیدهای جدی که جلوه بارز آن در بیت زضوان عینیت یافت باعث شد تا قریش تدریجا به خود آمده و وحشتی در آنان ایجاد شود و به فکر مذاکره برای صلح بیفتند.

تهدیدهای پیامبر نشانگر آن است که اگرچه استراتژی پیامبر برقرای صلح بود اما تهدید به جنگ به عنوان یک تاکتیک ارزنده در جهت استراتژی صلح بکار گرفته شد و پیامبر از آن به عنوان وسیله‌ای موثر استفاده کردند و از طریق همین تاکتیک بود که توانستند دشمن را به تسلیم و راضی شدن به صلح وادارند.

۴) پیامدهای صلح:

برقراری صلح برای پیامبر و مسلمانان برکان فراوانی داشت. تعبیری که قرآن مجید برای موفقیت از صلح می‌کند راجع به هیچیک از جنگهای پیروزمند پیامبر نکرده است:

انا فتحنا لک فتحا مبینا

به گفته بیشتر تفاسیر معتبر، آیه فوق مربوط به صلح حدیبیه است. صلح نشانه اعتراف قریش به حکومت پیامبر بوده و بوسیله ان ایششان توانستند از جنگهای تحمیلی قریش فرار کنند.

اینکه شوکت قریش گرفته شده و کینه‌های قریش نسبت به پیامبر پوشانده شده بود و به تعبیر امام رضا (ع) این فتح تبعات و اثار سوء دعوت نسبت به قریش را از بین برد

پس از صلح بود که پیامبر توانستند با خاطری آسوده به سراغ یهودیان رفته و قلعه‌های خیبر را فتح نمایند.
پس از صلح بود که پیامبر طی نامه‌هایی به سران قدرتهای بزرگ وقت، آنان را با لحنی قاطع به اسلام دعوت نمایند
پس از صلح بود که پیامبر سپاهی عظیم را به سرحدات روم فرستادند
پس از صلح بود که جمع کثیری به اسلام گرویده و مسلمان شدند.
وسرانجام پس از صلح بود که مکه فتح شد.

2 نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1392ساعت 10:5  توسط   | 

خطر ظهور فتنه جدید/ خیانت‌های سران فتنه به ملت پاک‌شدنی نیست

 خطر ظهور فتنه جدید/ خیانت‌های سران فتنه به ملت پاک‌شدنی نیست

مارقین و ناکثین در دوران حضرت علی(ع) مصداق سیاسی پدیده خودمعصوم‌پنداری بودند. آنها با بهانه گرفتن یک موضوع سیاسی بر طبل تفرقه در میان امت اسلام کوبیدند و حال آنکه خود می‌دانستند حق چیست و اهل آن کدام هستند. اما مشتی جاهل را پشت سر خود جمع کردند و تا مرز نابودی پیش رفتند. خود معصوم‌پنداران همه 

را اهل معصیت می‌دانند الا خودشان را، آنها از معصیت‌کارترین عناصر روزگار خودشان هستند.در

“پیراهن عثمان” بهانه‌ای شد تا شمار زیادی از مسلمانان در جنگ جمل به خاک و خون کشیده شوند و سران بهانه‌جوی آن هم سرمایه، آبرو و جان خود را بر آن نهند. موضوع حکمیت نیز بهانه‌ای شد تا جمعی تبهکار بر امام حق بشورند و جنگ نهروان را برپا کنند. هر دوی این جماعت حاضر نبودند در گفتگوهای سیاسی، موضوع قتل عثمان و مسئله حکمیت روشنگری شود و هر سفیری را که در جهت روشنگری گام برمی‌داشت، ‌می‌کشتند.

متأسفانه ما در انقلاب اسلامی گرفتار شبهه جماعتی بودیم که بر سبیل “جمل” و “نهروان” گام برمی‌داشتند و با کمک بوق‌های اجنبی در تولید “بهانه” و “شبهه” برای راه‌اندازی جنگ و خونریزی لحظه‌ای درنگ نمی‌کردند. 
پدیده لیبرال‌ها و اتحاد آنها با منافقین در صدر تاریخ انقلاب اسلامی و راه‌اندازی جنگ داخلی و ترور و انفجارهای روزهای اول انقلاب که ۱۷ هزار نفر از مردم ایران را به کام مرگ کشید، عبرت‌آموز است.

سران خودفروخته آنان تا آنجا پیش رفتند که در کنار صدام و نیروهای چندملیتی آن ۸ سال علیه مردم ایران ظاهر شدند و از این ابا نداشتند که مهر وطن‌فروشی و خیانت به پیشانی آنها بخورد. این روزها آنان در ذلت و خواری گرفتار آمده‌اند به‌گونه‌ای که هیچ دولتی پذیرای پناهندگی آنان نیست.

پس از غروب منافقین و لیبرال‌ها در آسمان سیاست ایران دوباره شاهد حرکت جدید معاندان و معارضان در ۱۸ تیر سال ۷۸ شدیم. حرکت آن روز، نوعی تجدید سازمان ضدانقلاب با یک روکش داخلی بود. مردم در ۲۳ تیر ۷۸ پاسخ این جماعت را دادند. اما آنها رفتند. ۱۰ سال برنامه‌ریزی کردند و در سال ۸۸ با پیراهن عثمان “تقلب” در انتخابات ظاهر شدند. لایه‌بندی این جریان، از بدریخت‌ترین گروه‌های ضدانقلاب مثل منافقین و لیبرال‌ها و بهائیان را دربر می‌گرفت تا مقبول‌ترین آنها که نام و نشانی در انقلاب داشتند، آنها تقلب در انتخابات را بهانه کردند و حاضر نبودند در هیچ فرآیند قانونی ادعای خود را اثبات کنند. آنها هیچ گفتگویی را در هیچ سطحی برنتافتند.

آنها هیچ نهاد فیصله‌بخش را هم نپذیرفتند و می‌خواستند موضوع تقلب به عنوان یک زخم در پیکره همگرایی و وحدت ملت باقی بماند و اصلا دست هیچ طبیبی در درون نظام به آن نرسد و متأسفانه هنوز هم بر آن اصرار دارند!

آنها آنقدر بی‌محابا عمل کردند که در ادامه کار اصلا کاری به موضوع تقلب نداشتند. ظرف مدت یک ماه آن را به فراموشی سپردند و در آشوب‌آفرینی‌های خود در خیابان‌ها تیغ بر آرمان‌ها و اهداف امام و انقلاب کشیدند. هیچ چیز آنها را در این شورش و تبهکاری ارضا نمی‌کرد تا اینکه روز عاشورا تیغ بر شعائر الهی دین کشیدند و شعار مرگ بر اصل ولایت‌فقیه دادند. ملت و رهبری در مقابل آنها صبوری کردند. بی‌مهری خیلی از رهبران آنها به نظام را نادیده گرفتند. مجازات‌های الهی و انسانی آنها را تخفیف دادند تا شاید سر عقل بیایند و از معارضه با نظام و مردم دست بکشند. البته این سیاست مدارا جواب داد، بدنه، آنها را رها کرد. رأس هم به تردید افتاد. اما جماعتی که از اول آتش بیار معرکه بودند، ایستادند و در شیپور همنوایی با بی‌بی‌سی، رادیو اسرائیل و رادیو آمریکا دمیدند و امروز هم حاضر نیستند لب و دهان خود را از دهانه این شیپور بردارند.

مردم در ۹ دی به آنها پاسخی درخور دادند و اگر لازم هم باشد و شرارت آنها ادامه پیدا کند باز خیابان‌های ایران و تهران را پر از شیفتگان انقلاب برای لعن و نفرین بر آنها خواهند کرد.

انتخابات دوره یازدهم بهانه‌ای شد تا آنها به بازخوانی حرکت خود بپردازند. آنها به هیچ روی با رویکرد افراط و تفریط مشروعیت حضور نداشتند. خوشبختانه شورای نگهبان هم جلوی این حضور غیرقانونی را گرفت. انتخاباتی آرام، سالم، منطقی و قانونی برگزار شد. انتقال قدرت هم به آرامی و در نهایت ادب و آداب مردم‌سالاری دینی صورت گرفت، اما آنها هنوز به بازگشت به میدان “افراط” آن هم با نقاب “اعتدال” ناامید نیستند.

دولت، مردم و نظام باید مراقب بازگشت رادیکال‌ها و افراطیون، آن هم به پشتیبانی و تحریک بیگانگان در سپهر سیاست ایران باشند.

آنچه در همایش به اصطلاح اصلاح‌طلبان جوان در شهرکرد گذشت یک زنگ خطر برای ظهور فتنه جدید و یا بازسازی فتنه قدیم است.

محمدرضا خاتمی، دبیرکل حزب منحله مشارکت در این نشست مطالبی گفته که نشان می‌دهد در سبیل “خودمعصوم‌پنداری” دست‌اندرکار احیای فتنه است. او در این همایش دوباره بر طبل تقلب و دستکاری آرا کوبید و گفت: “نباید فراموش کنیم اگر ما امروز اینجا هستیم، مرهون پایداری، صبر و ایستادگی صدها نفری هستیم که برای اینکه بزرگ‌ترین انحرافات در تاریخ انقلاب را از بین ببرند و آن دستکاری در آرای مردم بود ایستادند و مقاومت کردند.” (سایت ضدانقلابی کلمه ۲۳/۶/۹۲)

وی از تبهکاران اغتشاشات سال ۸۸ که اکنون در حبس و حصر هستند،‌ دفاع کرد و این نشان می‌دهد که آنها برگشته‌اند به نقطه اول شروع فتنه.  او به این هم بسنده نکرد؛ گریست و جماعت را به گریه انداخت تا یک نمک و فلفلی هم به این شور جدید، به قول خود، بیفزاید.

به جناب آقای محمدرضا خاتمی و اخوی بزرگوارش که این روزها در برخی میتینگ‌های سیاسی همین حرف‌ها را می‌زنند،‌ باید گفت: اخوان محترم! یک انتخابات سالم با رعایت ادب و آداب مردم‌سالاری دینی برگزار شده است. جریان فتنه در این انتخابات نامزدی نداشته است تا پیروزی و شکست آن را محک بزنیم. جریان رقیب فتنه در سال ۸۸ هم نامزدی در این انتخابات نداشت تا توفیق و یا عدم توفیق آن را محک بزنیم.

رقبای آقای روحانی هیچ‌کدام، جریان رقیب فتنه در سال ۸۸ را نمایندگی نمی‌کردند و بعضا در مناظرات، نقد خود را از عملکرد برخی در گذشته بی‌پرده می‌گفتند.

آقای روحانی هم خود تصریح داشته که مستقل پا به عرصه رقابت گذاشته و نامزد جریان و گروه خاصی نیست و تصریح نموده که نامزد اصلاح‌طلبان نیست.  او شعارش را اعتدال قرار داد تا فاصله خود را با افراط‌گری‌های سال ۸۸ اعلام نماید. او بر امید تکیه کرد تا بر طبل ناامیدی (که اصلاح‌طبان در اغتشاشات سال ۸۸ بر آن می‌کوبیدند و رفع ناامیدی را در تسلیم کشور به غرب معرفی می‌کردند) کوبیده نشود.

اصلاح‌طلبان وقتی وزیر ارشادشان را به بی‌بی‌سی فرستادند تا با یک لشکر روزنامه‌چی پناهنده و فراری، علیه ملت بشورند باید تا ابد سرافکنده باشند. چرا این روزها سرشان را بالا گرفته‌اند و از پیروزی و شکستی سخن می‌گویند که بافته ذهن آنهاست؟  آنها باید با ملت همراه شوند و راه اعتدال را بپیمایند نه اینکه بر طبل فتنه بکوبند. ملت به آنها اجازه بازتولید فتنه را نمی‌دهد.

مسئولان نظام باید هوشیار باشند عده‌ای در تلاشند. بین اصلاح‌طلبان و ساختارشکنان پیوند ایجاد شود. هیچ تنبهی در ادبیات سیاسی آنها دیده نمی‌شود. آنها می‌خواهند از سران فتنه قهرمان بسازند. آنها باید بدانند خیانت‌های سران فتنه به ملت و کشور را با آب هفت دریا هم نمی‌توان شست!

آنها نباید طوری سخن بگویند که عصمت دارند و هیچ گناه سیاسی را در اغتشاشات سال ۸۸ مرتکب نشده‌اند.

آنها باید دست از “خودمعصوم‌پنداری” بردارند، شاید مردم از گناهان سیاسی آنها درگذرن

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 15:34  توسط   | 

«نرمش قهرمانانه»، فرصتی که تهران به غرب می‌دهد

 «نرمش قهرمانانه»، فرصتی که تهران به غرب می‌دهد

کارشناسان «نرمش قهرمانانه» بیان شده توسط رهبر معظم انقلاب را فرصتی برای غرب دانستند که تهران از موضع قدرت به طرف مقابل داده تا جایی برای بهانه‌جویی نماند.

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی روز سه‌شنبه در دیدار فرماندهان و پرسنل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به سخنرانی درباره لزوم حرکت‌های صحیح و منطقی در سیاست‌های خارجی و داخلی پرداختند.



ایشان تاکید کردند که با «نرمش قهرمانانه» موافقند چرا که این حرکت در مواقعی بسیار خوب و لازم است اما با پایبندی به یک شرط اصلی که همان «درک ماهیت طرف مقابل و فهم صحیح هدف‌گذاری او» است.


در همین زمینه «امیر موسوی»، تحلیل‌گر مسائل خاورمیانه با اشاره به اینکه مفهوم نرمش قهرمانانه در چارچوب سه محور عزت، حکمت و مصلحت مطرح شده است، گفت: براساس همین مفاهیم نمایندگان ایران در مذاکره با طرف‌های خارجی می‌توانند وارد مانور سیاسی شوند.



موسوی با بیان اینکه نرمش قهرمانانه دربردارنده این پیام است که در دیپلماسی جمهوری اسلامی بن بست وجود ندارد، افزود: این پیام با توجه به شرایط منطقه و درخواست‌های مکرر آمریکا برای شروع مذاکره مطرح شده است.



وی با اشاره به سفر پیش‌روی حسن روحانی، رئیس جمهور کشورمان به نیویورک برای حضور در اجلاس سالانه سازمان ملل، تصریح کرد: انتظار می‌رود که صحبت‌های مهمی در آنجا (نیویورک) مطرح شود که یکی از آنها توافق استراتژیک ایران با ۵+۱ است و دیگری اینکه ظاهراً آمریکا به دنبال گامی مثبت است و رهبری با سخنان خود به واقع یک پشتیبانی سیاسی و دیپلماتیک مقتدرانه از رئیس جمهور انجام می‌دهند تا رئیس‌جمهور بتواند حرکتی بسیار سنجیده در خصوص تعامل با آمریکا داشته باشد.



این کارشناس با اشاره به سفر اخیر سلطان قابوس پادشاه عمان و جفری فلتمن معاون دبیر کل سازمان ملل و از افراد نزدیک به کاخ سفید به تهران، تاکید کرد که پیام‌های مهمی در این سفرها برای ایران آورده شد.



وی این شرایط را زمینه سازی برای تحولی بزرگ در عرصه دیپلماتیک دانست و اظهار داشت: این تحول دیپلماتیک از یک سو مربوط به رابطه ایران با ۵+۱ است و از سوی دیگر به تعامل ایران با آمریکا مربوط می‌شود.



امیر موسوی در ادامه این گفت‌وگو با اشاره به اینکه رهبری در جمع فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این سخنان را بیان کرده، اظهار داشت: این ملاقات و این سخنان دارای پیام‌های مهمی است.



وی افزود: حسن روحانی نتیجه حماسه سیاسی مردم ایران است و با حمایت‌های رهبری، مراجع عظام، مجلس شورای اسلامی، نیروهای مسلح و گروه‌های مختلف جامعه باید شرایط را طوری مدیریت کند که برای عزت و استقلال کشور و در راستای بهبود شرایط ملت تعاملی ویژه با جهان داشته باشد و تیم دیپلماسی دولت باید از این فرصت برای تحرک ویژه در سفر نیویورک استفاده کند.



امیر موسوی درباره خطوط قرمز در مفهوم نرمش قهرمانانه تصریح کرد که دولت جدید باید بتواند اعتراف رسمی جامعه جهانی نسبت به حق مسلم ایران برای داشتن تکنولوژی هسته‌ای و شکستن انحصار استکباری در این زمینه را از طریق شورای امنیت و آژانس بین المللی انرژی اتمی دریافت کند و پرونده را از شورای امنیت به آژانس انتقال دهد.



وی رفع تحریم‌های ظالمانه را لازم دانست و گفت: به نظر می‌رسد بخش دوم آغاز شده و اتحادیه اروپا به آرامی تحریم‌ها را لغو می‌کند ولی هنوز کافی نیست.



امیر موسوی عزت، استقلال و مصلحت ملت ایران را خط قرمز هرگونه تعامل با غرب دانست.



اما فواد ایزدی دیگر کارشناس مسائل بین المللی نیز در این باره به خبرگزاری فارس گفت: در عرصه دیپلماتیک کشورها دارای ابزارهای مختلفی هستند و نکته‌ای که رهبری مد نظر قرار دادند این است که استفاده از ابزارهای دیپلماتیک اشکال ندارد.



این کارشناس با اشاره به اینکه در نگاه رهبر معظم انقلاب تقابل و دشمنی طرف مقابل و دلایل آن نباید فراموش شود و باید در نگاه کلان‌تری مورد توجه قرار گیرد، تاکید کرد که در چنین شرایطی است که می‌توان طرف مقابل را در عرصه دیپلماتیک مدیریت کرد.



وی با بیان اینکه دشمن در حال القای این مسئله است که ایران در عرصه سیاست خارجی هوشمندانه عمل نمی‌کند و از فرصت‌ها استفاده نمی‌کند، اظهار داشت: این سخنان تببین این مسئله است که ایران دارای هوشمندی بالایی در زمینه مباحث دیپلماسی است و دلیل اینکه جمهوری اسلامی پس از ۳۵ سال فشار غرب جزو کشورهای مقتدر و اثرگذار منطقه است، نتیجه همین هوشمندی است.



فواد ایزدی در ادامه تصریح کرد: پیام رهبری این بود که بر خلاف تبلیغات غرب ایران در جعبه ابزار دیپلماسی خود از نرمش هم می‌تواند استفاده کند و این قابلیت را دارد که در زمان مناسب به سمت ایجاد فضای انعطاف‌پذیر برود.



وی تصریح کرد که با توجه به نزدیک بودن سفر حسن روحانی به نیویورک رهبری این پیام را مد نظر دارند که اکنون فرصتی ایجاد شده است.



ایزدی با بیان اینکه اکنون توپ در زمین دشمن قرار دارد، ابراز داشت: اکنون باید دید آیا غربی‌ها از این فرصت برای تعامل استفاده خواهند کرد و یا همچنان بر ادامه فشار‌ها، تحریم‌ها و ادامه سیاست‌های گذشته ادامه خواهند داد.



این کارشناس سخنان اخیر معظم‌له را فرصت ایشان به غرب برای اصلاح سیاست‌های خصمانه علیه ایران دانست و افزود: در این شرایط هیچ بهانه‌ای پذیرفته نیست و آنها نمی‌توانند بگویند ما حاضر به تعامل بودیم ولی تهران آمادگی نداشت.



وی بیان این اظهارات در جمع فرماندهان ارشد سپاه پاسداران به عنوان بازوی انقلاب اسلامی را نمادی از اقتدار ایران دانست و تاکید کرد که دشمن به دلیل توانمندی همین نیروهای مسلح جرات حمله به کشورمان را نداشته است.



فواد ایزدی در پایان این گفت‌وگو تصریح کرد که رهبر انقلاب اسلامی در کمال اقتدار در حال تبیین راهبردی حساس در زمینه سیاست خارجی است و باید دید که دشمنان جمهوری اسلامی که جز دشمنی کاری نکرده‌اند با توجه به شرایط جدید و فرمایشات ایشان آیا حاضر به تغییر مواضع هستند یا نه؟



برآیند آنچه که بیان شد نشان می‌دهد که سخنان اخیر مقام معظم رهبری درباره نرمش قهرمانانه در واقع پیامی به رهبران غربی بوده است تا درک کنند، ایران به دنبال دشمنی نیست ولی این پیام را از موضع قدرت بیان می‌کند.



باید منتظر ماند و دید آیا سران کشورهای غربی آن‌قدر فرصت‌شناس هستند تا از این نرمش و نه چرخش، بهره ببرند و یا دوباره متاثر از لابی‌های صهیونیستی و نفتی همچنان به جای منافع ملی خود به دنبال منافع دیگران خواهند دوید.

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 15:32  توسط   | 

همایش بزرگ حزب الله سایبر با موضوعیت «سوریه و تکلیف ما ...»

 همایش بزرگ حزب الله سایبر با موضوعیت «سوریه و تکلیف ما ...»

به نقل از روابط عمومی حزب الله سایبر، همایش حزب‌الله سایبر با موضوعیت «سوریه و تکلیف ما ...» برگزار می شود.

این مراسم، با حضور آقایان سهیل کریمی از اعضای شورای مرکزی حزب‌الله سایبر، رضا گلپور، اجرای زنده "حامد زمانی"  و جمع کثیری از علاقمندان و فعالان مجازی، شبکه‏ های اجتماعی و وبلاگنویسان ایرانی و سوری با هدف "تبیین روش های دفاع از محور مقاومت در عرصه سایبر"رأس ساعت ۱۶  الی ۱۸ روز پنج‌شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۲ در تالار سیدالشهداء واقع در میدان هفتم تیر خیابان مفتح جنوبی نرسیده به ورزشگاه شهید شیرودی  برگزار می گردد.

ضمناً حضور اشخاصی که در کلاسهای آموزشی حزب الله سایبر ثبت نام نموده اند الزامیست و همایش به منزله افتتاحیه دوره های آموزشی می باشد.

لازم به ذکر است شرکت در این همایش برای عموم آزاد است.

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 15:31  توسط   | 

فیلم/ از رمز فیس‌بوک ظریف و مدیر کاخ‌نشین تا کشتی‌گیران کتلت‌خور

 فیلم/ از رمز فیس‌بوک ظریف و مدیر کاخ‌نشین تا کشتی‌گیران کتلت‌خور

در هفته‌ای که گذشت، فیس‌بوک وزیر امور خارجه هک شد و خانم مدیر هم بدون اینکه حواسش به عوض شدن دولت باشد، زندگی در کاخ را ادامه داد. کشتی‌گیران فرنگی هم قید مسابقات جهانی را زدند و از طرفی بعد از سال‌ها برگزاری جشن خودکفایی گندم متوجه شدیم این جشن‌ها برای افزایش شادی مردم بوده است!
2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 15:30  توسط   | 

سپاه باید پروژه‌های بزرگ ملی را بر عهده بگیرد/ برای مبارزه با تحریم‌ها به دولت کمک کنید

 سپاه باید پروژه‌های بزرگ ملی را بر عهده بگیرد/ برای مبارزه با تحریم‌ها به دولت کمک کنید

رییس جمهور با بیان اینکه شایعات در مورد سپاه که می‌خواهند سپاه را رقیب مردم در اقتصاد قرار دهند، قبول ندارم گفت: سپاه باید وارد عمل شود و سه، چهار پروژه بزرگ ملی را بر عهده بگیرد.

حجت الاسلام حسن روحانی رییس جمهور صبح امروز در بیستمین مجمع سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه، ضمن تبریک میلاد امام رضا (ع) و گرامیداشت هفته دفاع مقدس گفت: این جلسه یادآور جبهه‌های غرب و جنوب و میانی از سردشت و بانه تا اروندرود و سراسر آن جبهه مقدس که عزیزترین یاران انقلاب فدای شرق و غرب و استقلال این مرز و بوم شدند، است.

وی افزود: بوی همت‌ها، خرازی‌ها، باکری‌ها، کاظمی‌ها، زین‌الدین‌ها و همه بزرگان و سروران و افتخارآفرین‌ها از این جلسه استشمام می‌شود.

روحانی با بیان اینکه شما افتخار بزرگی را بر دوش دارید، گفت: پاسدار بودن نه‌تنها به معنای پاسداری از مرز و بوم کشور، بلکه پشت سر آن "فبشرالمومنین" خواهد بود. سپاه پاسداران فرزند انقلابی است که فاصله زمانی با پیروزی انقلاب ندارد و از اولین ساعات پیروزی انقلاب، پاسداری، ایستادگی و جهاد ویژگی سپاه پاسداران بوده است.

وی با بیان اینکه پاسداران اسلام در همه عرصه‌ها از جان مایه گذاشتند، از ترکمن صحرا تا خرمشهر و قلب ایران تهران جانانه ایستادند و فداکاری کردند، افزود: هر کجا احساس خطر شد، سپاه پاسداران در خط مقدم دفاع از انقلاب حضور یافت، از ترورهای کور آن زمان و ناامنی‌های گوشه و کنار ایران و توطئه‌هایی که استکبار و در راس آن آمریکا علیه انقلاب اسلامی طراحی کرده بود.

به گفته رئیس‌جمهور، سپاه پاسداران یک ارتش و یا یک نیروی نظامی از آنچه که در سایر کشورها وجود دارد، نیست. بلکه سپاه پاسداران که تشکیلش برای حراست و دفاع از انقلاب اسلامی بود، از دو سرمایه ویژه برخوردار است که کمتر نیروی مسلحی در دنیا از چنین سرمایه‌هایی برخوردار است.
روحانی سرمایه انسانی را نخستین ویژگی سپاه عنوان و تصریح کرد: اگر سپاه پاسداران دارای سرمایه انسانی است، به معنای آموزش، تعلیمات و پشت سر گذراندن انواع کلاس‌های نظامی و علم و دانش لازم است.

"اگر سپاه پاسداران دارای سرمایه سخت‌افزار نظامی است، آن را می‌توان در سایر ارتش‌ها و نیروهای مسلح دیگر کشورها نیز دید، اما سپاه پاسداران از آغاز دارای دو سرمایه بسیار مهم بوده، یکی سرمایه معنوی و دیگری سرمایه اجتماعی است."

رئیس‌جمهور در تشریح سرمایه معنوی سپاه پاسداران با بیان اینکه سرمایه معنوی همانی بود که در عملیات‌ها و قبل از آنکه به نقشه‌ها نگاه کنند، به خطوط زیارت عاشورا نگاه می‌کردند، گفت: سرمایه معنوی همان بود که قبل از آنکه رمز عملیات را در شب عملیات‌ها بیاموزند، یاحسین و یا زهرا را آموخته بودند و بر زبان جاری می‌کردند.

وی تصریح کرد: سرمایه معنوی به مفهوم ارتش ایدئولوژیک کشورهای شرقی نیست. به معنای انگیزه‌های معنوی و دینی است که عمقش تا ۱۴۰۰ سال قبل و تا کنار سفره‌ای که یاران پیامبر آنجا داشتند و تا صحرای نینوای حسین‌بن علی با یاران کم اما پرافتخار و بی‌نظیرش که در وفا مثال‌زدنی بودند، می‌رود. سرمایه‌معنوی که تا کنار فرات عمق دارد، سرمایه معنوی که تا دادن همه یاران و عزیزان و اسیر شدن همه اهل بیت خود را آماده کرده است.

روحانی با بیان این مطلب که سرمایه معنوی سپاه، او را محبوب دل‌ها قرار داده است، تصریح داشت: خدای نکرده اگر این سرمایه سپاه سایش یابد که خدا آن روز را نیاورد و اگر دید مردم نسبت به ایثار این نیروی وفادار انقلاب به تردید بیفتد، سپاهی دیگر آن سپاهی نخواهد بود که امام فرمود ای کاش من یک پاسدار بودم.

رئیس‌جمهور برهمین اساس خاطرنشان کرد: سرمایه معنوی که سپاه پاسداران تا امروز آن را حفظ کرده و انشاءالله تا پایان هم حفظ خواهد کرد، به عنوان یک نقطه امتیاز برای این نیروی مسلح نسبت به سایر نیروهای مسلح جهان ترسیم می‌شود.

وی با تاکید بر اینکه معنویت موجود را باید در همان حدی که در جبهه‌ها بود، داشت، گفت: در جبهه وقتی به فضای معنوی رزمندگان وارد می‌شدیم، همه احساس آرامش و امید می‌کردیم و هم بوی عطر حسینی را استشمام می‌کردیم. معنویت امروز باید همان معنویت، صداقت، خلوص، اقتدار و همان روحیه‌ای کربلای ۵باشد. همان روحیه که رزمندگان به عمق آب زدند و از اروند عظیم عبور کردند و به فاو رسیدند،باید حفظ شود.

روحانی در ادامه خطاب به پاسداران حاضر در مراسم گفت: اگر دشمن امروز از شما می‌ترسد به خاطر هواپیما، موشک، زیردریایی، ناوچه و یا ادوات نظامی نیست، چرا که اینها را ارتش‌های دیگر کشورها کمتر و بیشتر دارند، آن چیزی که دشمن را می‌هراساند انگیزه شما، معنویت و خلوص شماست و اتصال شما با خاندان رسالت و اهل بیت و جبهه بدر و کربلای حسینی است و این‌هاست که دشمن را می‌ترساند.

رئیس‌جمهور با بیان اینکه دشمن ویژگی اتصال به آسمان و معنویت را در شما پاسداران می‌بیند و این امتیاز بزرگی است برای شما پاسداران است، گفت: باید این امتیاز را حفظ کرد و قطعا حفظ می‌کنید و حتی آن را ارتقا می‌بخشید. چرا که نه؟ شما تجربه‌های فراوانی را در فراز و نشیب‌های مختلف پشت سر گذاشته‌اید و در طول ۳۵ سال هر روز بر علم و دانش و استقامت شما افزوده شده است.

وی سرمایه اجتماعی را دومین ویژه سپاه پاسداران عنوان و خاطرنشان کرد: سرمایه دیگری که ویژه سپاه پاسداران است و یا به عبارتی متعلق به نیروهای مسلح ایران است، خصوصاً در سپاه پاسداران بیشتر است، سرمایه اجتماعی است. یعنی سپاه در دل مردم، با مردم و کنار مردم قرار دارد و به معنای واقعی "حصول رعیه" هستید.

به گفته رئیس‌جمهور، سپاه پاسداران باید دژ مستحکم و پناه همه مردم باشد و در برابر مسلمان و غیرمسلمان، شیعه و غیرشیعه، مرد و زن، روستایی و شهری "حصول رعیه" باشد.

روحانی با بیان اینکه تمام مردم ایران باید این احساس را پیدا کنند که وقتی سپاه پاسداران را می‌بینند و یا در گوشه‌ای یک پاسدار را می‌بینند، احساس آرامش و امنیت کنند و سپاه دژ مستحکم و مدافع حقوق مردم باشد. یعنی تمام شهروندان‌ حقوق شهروندان و حقوق مسلم جامعه اسلامی خود را در کنار سپاه اسلام و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به ویژه سپاه پاسداران ببینند.
وی با بیان اینکه جاذبه همه بزرگان کشور و زینت نظام با سپاه است، خاطرنشان کرد: سپاه است که وجودش، عملش، ایثارش، فداکاری‌اش، ایستادگی‌اش زینت‌بخش نظام است.

رئیس‌جمهور خطاب به پاسداران حاضر در مراسم گفت: امنیت توسط شما تامین می‌شود، عزت دین و به اهتزار درآمدن پرچم دین با شما عزیزان است.

روحانی با بیان اینکه سرمایه اجتماعی بزرگترین سرمایه سپاه است و آن چیزی که بسیج ۲۰ میلیونی و یا حداقل ۱۰ میلیونی را درست می‌کند، سرمایه اجتماعی سپاه پاسداران است.
وی در بخش دیگر سخنانش با اشاره به جمله امام خمینی (ره) مبنی بر اینکه نیروهای مسلح باید از بازی‌های سیاسی به دور باشند، تصریح کرد: سپاه مافوق جریانات سیاسی است و نه در کنار جریانات سیاسی، بلکه برتر از آن است و جایگاهش چیز دیگری است. جایگاهش در کنار مردم است.

رئیس‌جمهور با بیان اینکه جایگاه سپاه پاسداران بالاتر از آن است که خود را درگیر این گروه و این تشکل و آن تشکل و حزب کند، تصریح کرد: اینکه امام در این نکته که آن هم نه در پایان جنگ، بلکه در همان بحبوحه جنگ تاکید داشتند که سپاه پیروز وارد سیاست نشود، اما سیاست را بفهمد و خوب هضم کند را لمس کنیم، می‌بینیم امام از همان روز اول این راه را نشان داد. چرا که سپاه پاسداران باید متعلق به کل ملت ایران باشد و اگر روزی نیاز به حضور همه مردم در صحنه باشد، به نام بسیج و زیر پرچم اسلام و کشورمان به این هدف نائل شود و این از وظایف سپاه است.
روحانی تصریح کرد: اگر خدای نکرده روزی حادثه‌ای پیش آید، سپاه باید بسیج اقلیت‌های دینی و مذهبی را هم دعوت کند. حتی غیرشیعه و غیرمسلمان و هرکسی که آماده دفاع از وطن است را به جبهه‌ها بیاورد.

وی با تاکید بر آنکه نباید جایگاه سپاه را کوچک، کوچک و کوچک کنیم، افزود: ما بیابان بزرگ می‌خواهیم در برابر دشمنان نه کوچه‌های تنگ که جای مقاومت در آن نباشد بنابراین نگذارید که ما را به کوچه‌های تنگ ببرند، بلکه باید در یک میدان باز ایستادگی کنیم.

رئیس‌جمهور با بیان اینکه شرایط امروز منطقه و ایران حساس است خاطرنشان کرد: همه می‌دانند که من اهل تعارف نیستم و همه دوستانم مرا می‌شناسند. وقتی حرفی می‌زنم حرف دلم است و الان می‌گویم و به آن اعتقاد دارم و آن نیرویی که امروز در خط مقدم و اولین نفرها در برابر توطئه‌ها ایستاده و باید بایستد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.

روحانی در بخش دیگری از سخنانش با بیان این مطلب که شما بهتر از من می‌دانید که اولین قدم در مقابل تهدیدات، شناخت آن است و این تهدیدات هر روز به شکل جدیدی بیان می‌شود، گفت: آن روز که در ۳۱ شهریور ۵۹ دشمن به سرزمین ما تجاوز کرد، عمدتاً یک تهدید نظامی بود و سپاه پاسداران نیز در آن زمان از یک نیروی امنیتی شکل خود را عوض کرد و به یک نیروی مسلح شبه کلاسیک تبدیل شد. شرایط و تهدیدات متفاوت است. تهدید آن زمان عمدتا تهدید نظامی بود البته معتقدیم که پشت سر تهدید نظامی یک تهدید سیاسی هم خوابیده است، اما یادمان نرود هدف صدام از حمله به ایران با حمله به کویت متفاوت بود.

وی تصریح کرد: صدام از حمله به ایران آن هم با حمایت بخش زیادی از کشورهای غربی و شرقی هدف مقابله با انقلاب اسلامی را داشت، اما در کویت ترفند دیگری را دنبال می‌کرد و آن این بود که با تصرف کویت قدرت اول منطقه شود و نظم نوین جهانی جدیدی را رقم بزند.

رئیس‌جمهور با یادآوری این مطلب که صدام در نامه‌ای به رئیس‌جمهور وقت، گفته بود که مرز مشترک ما و ایران حدود ۸۰۰ کیلومتر است، گفت: این نامه ما را تکان داد و تفسیرهای مختلفی از آن کردیم و دریافتیم که آنها می‌خواستند تا مرز عمان پیش بروند، بنابراین می‌خواهم این را بگویم که ماهیت تهدیدها به مرور زمان متفاوت باشد.

روحانی افزود: باید تهدید را شناخت و در این بین تهدیدات اولیه و اصلی را از بقیه تهدیدات جدا کنیم، باید ببینیم تهدید اول ما کدام است و اگر اشتباه کردیم راه خطا را اصلاح کنیم. بنابراین اولین شناخت، شناخت صحیح از تهدید، ترسیم برنامه درست برای مقابله با آن و اتخاذ استراتژی درست و تصمیم درست پایان کار با توجه به امکانات موجود از اولویت‌ها باید باشد.

وی خاطر نشان کرد: صدام در اتخاذ این استراتژی‌ها دوبار مرتکب خطا شد و آمریکایی‌ها نیز بارها مرتکب شدند. هم در عراق و هم در افغانستان و انشاءالله در سوریه هم نیز دچار خطا خواهند شد.

رئیس‌جمهور در بخش دیگری از سخنانش به مساله سوریه اشاره کرد و افزود: مساله سوریه مساله مهمی است و آثار آن بر کل منطقه و جهان است، با بیان اینکه سوریه در یک نقطه حساسی قرار گرفته است دعوا در سوریه بر سر فرد نیست بر سر این نیست که چه کسی رئیس جمهور کشور باشد دعوا سر طایفه هم نیست که کدام طایفه در راس قرار گیرد، برای ما روشن است که غرب برای کل منطقه ما تصمیمی دارد چرا که منطقه ما را به صورت فعلی نمی‌پسندد و امروز می‌بینیم انگلیسی‌ها که سالها از منطقه رفته‌اند قصد بازگشت به منطقه را دارند و یا فرانسوی‌ها نیز همین‌طور.

روحانی تصریح کرد: شرایط منطقه حساس است از یک طرف شرایط جهت لیبی، مصر، تونس، بحرین و افغانستان مشابه هم هستند، همه اینها حلقه‌های یک زنجیره واحد هستند که یک هدف را دنبال می‌کنند و آن این است که به دنبال تثبیت قدرت اسرائیل و همچنین تضعیف مقاومت در برابر غرب و اسرائیل است.

وی با بیان اینکه مساله سوریه مساله کوچک در یک کشور نیست، بلکه یک مساله سرنوشت‌ساز برای یک منطقه بزرگ است آن هم منطقه‌ای که در شرایطی می‌تواند سرنوشت جهانی را رقم بزند، گفت: امروز بهانه، بهانه سلاح شیمیایی است البته نظر جمهوری اسلامی درباره سلاح شیمیایی همیشه روشن بوده است ما با سلاح کشتار جمعی مخالفیم و اشتباه غرب این است که فکر می‌:کند جمهوری اسلامی ایران به دنبال فرصت یا موقعیتی است برای سلطه نظامی بر منطقه و این تفکر از اساس اشتباه اشت چرا که ما دنبال سلطه نظامی بر منطقه نیستیم اگر امروز قدرتمند هستیم این قدرت ما سلطه گفتمانی ما است نه سلاح ما.

رئیس‌جمهور برهمین اساس با بیان این مطلب که سپاه پاسداران، سپاه جنگ در منطقه نیست، سپاه صلح و امنیت و آرامش است گفت: اگر غرب دست از توطئه خود بردارد متوجه خواهد شد که سپاه و جمهوری اسلامی ایران نمی‌خواهد در منطقه سلطه نظامی داشته باشد گفتمان ما گفتمان مردمسالاری است، گفتمان ما وحدت و برادری است، گفتمان ما مبارزه با تروریسم در منطقه است.

روحانی در ادامه با طرح این پرسش که امروز چه کسی از تروریسم حمایت می‌کند، چه کسی قربانی ترور در دنیاست، گفت: جمهوری اسلامی ایران قربانی تروریسم و سلاح کشتار جمعی و شیمیایی است، سپاه ما سپاه صلح و آرامش است.

وی خطاب به آمریکا و متحدانش گفت: شماها از منطقه که مهمان ناخوانده هستید، بیرون بروید مشکل منطقه حل خواهد شد و خواهید دید که منطقه گلستان می‌شود یا نه. شما دست از قدرت‌طلبی بردارید ما کجا مداخله کردیم و اصلا چه نیازی به مداخله داریم و اگر فریادی امروز داریم فریاد ما مردمسالاری است.

به گزارش تسنیم، روحانی با اشاره به جایگاه والای سپاه پاسداران در انقلاب اسلامی، گفت: سپاهی بودن افتخاری است که نصیب شما شده است.

وی با بیان اینکه سپاه با همه ارتش های کلاسیک دنیا فرق دارد، گفت: دلیل ترس دشمنان از سپاه داشتن موشک، بمب، زیر دریایی و تجهیزات نظامی نیست، بلکه این ترس به دلیل معنویت، اخلاص و ارتباط پاسداران با اهل بیت است.

روحانی افزود: سپاه فرزند انقلاب اسلامی است که با فاصله ای کوتاه از پیروزی انقلاب شکل گرفت و هرجا احساس خطر شد، سپاه در خط مقدم دفاع از انقلاب بود.

رئیس جمهور تصریح کرد: این نهاد مقدس در مسائلی همچون ترورهای کور و ناامنی‌های اول انقلاب و همچنین توطئه هایی که استکبار جهانی علیه انقلاب طراحی کرد، همیشه در عرصه بوده است.

وی با بیان اینکه شایعات در مورد سپاه که می‌خواهند سپاه را رقیب مردم در اقتصاد قرار دهند، قبول ندارم گفت: سپاه باید وارد عمل شود و سه، چهار پروژه بزرگ ملی را بر عهده بگیرد. سپاه باید وارد میدان شود و بخشی از بار دولت که همان بار نظام است بر عهده بگیرد.

روحانی ادامه داد: از سپاه می‌خواهم در بحث مقابله با تحریم و مبارزه قاچاق کالا به دولت کمک کند.
وی تاکید کرد: حماسه اقتصادی رقم خواهد خورد.

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392ساعت 15:55  توسط   | 

رها اعتمادی یک مزدور سراسر عقده+عکس

 رها اعتمادی یک مزدور سراسر عقده+عکس

به نقل از دلاوران مرصاد شاید اکنون رها اعتمادی را خیلی ها بشناسند و البته این به معنی موفقیت او نیست بلکه بیشتر شبیه شکستی است که یک انسان مفلوک  خود به دست  خود برای خود می سازد.

در پی انتشار اخبار ی مربوط به بازدداشت رها اعتمادی همه کاره  ی شبکه ی سراسر وابسته و سر سپرده من و تو به جرم تجاوز به یک نوجوان 11 ساله که در سطح گسترده ای در فضای رسانه ای و شبکه های اجتماعی منتشر گردید هر آنچه که توسط او در این چند سال فعالیت رشته شده بود پنبه شد و پرده از چهره ی کثیف و حیوان صفت او برداشته شد.

این آبروریزی رسانه ای به قدری پررنگ و دامنه دار بود که هر چه سعی و تلاش گردید تا ذهن ها از این خبر پاک شود افاقه نکرد که نکرد.

البته از موجودی به نام رها اعتمادی و سابقه ی خانوادگی وی نیز چیزی  بیشتر از این هم انتظار نمی رفت ،به هر حال ارتزاق خانواده ی وی بواسطه ی نوکری عمویش آرش اعتمادی  در دربار محمدرضا شاه و به اصطلاح بلیعدن آن لقمه های حرام  ،باعث گردید که رها اعتمادی از قدیم الایام با مزدوری رابطه ای آشنا داشته و با تمام وجود آن را حس و از خانواده به ارث ببرد.

رها اعتمادی بعنوان کوچکترین عضو خانواده بعد از خواهر و برادر خود  به کمک عمویش که همانروزهای بعد از پیروزی انقلاب از ایران فرار کرده بود با شخصی  به نام کیوان عباسی(از اعضایسرویس اطلاعاتی انگلیس ام آی 6 و همچنین از  دست اندر کاران رادیو و شبکه بی بی سی و عضو انجمن حمایت از جنبش های مدنی در ایران) آشنا شد و  بعدها با کمک همین شخص  یک  شبکه ی اینترنتی رادر راستای تخریب دولت و حکومت ایران  که بعد ها "ببین تی وی" نام گذاری شد تاسیس نمود.
با گذشت زمان و عمیق تر شدن دوستی  میان این دو،کیوان عباسی ایده و فکر خود را  در خصوص تاسیس یک شبکه تلویزیونی با رها اعتمادی در میان گذاشت و بعد از هفته ها فکر و جذب حمایت های مالی (که عموی رها اعتمادی نیز یکی از حامیان  مالی آن به حساب می آمد) در  ماه مارچ  2006  شبکه ببین تی وی را تاسیس نمودند.
البته رها اعتمادی در تجربه ای که در ببین تی وی بدست آورد ، بعنوان یکی از موسسین و با دوری از دیده شدن در اذهان عمومی  در حال پایه ریزی برنامه های آینده خود بود.
رها اعتمادی با شکستن این حصار در  ماه می 2006 بود که برای اولین بار خود را به مخاطبین نشان داد و به اصصلاح باب تازه ای از تحرکات خود را باز نمود و......
قصد ما بازگو کردم تاریخچه زندگی این عنصر معلوم الحال نیست بلکه نشان دادن زوایایی از زندگی یک انسان سراسر خود فروخته است که احساس خود بزرگ بینی بدجور بر او غلبه نموده است تا آنجا که حساب ویژه ای برای خود باز نموده و به اصطلاح نوشابه باز می کند.
تمام برنامه های که توسط رها اعتمادی ساخته می شود تماما" با هدف تخریب و مقابله  ساخته می شود   و اگر ذره ای به محتوای آنها دقت شود نشان از  وابستگی شدید وی به دشمنان و مخالفین نظام مقدس جمهوری اسلامی است .
در  روز های گذشته که جهان ایام پر التهابی را در خصوص اوضاع حاکم بر سوریه می گذراند رها اعتمادی اقدام به پخش برنامه ای تحت عنوان  " کماندوهای اسرائیلی " نمود که در صفحه  های شخصی  مربوط به این تلویزیون در شبکه های اجتماعی  با تبلیغات گسترده ای همراه بود و این خود به تنهایی مهر تائیدی بود بر پرده برداری از چهره ی کثیف گردانندگان مزدور  این شبکه ماهواره ای خصوصا" رها اعتمادی .
به هر حال او که به خیال خام خود جایگاهی را در بین مردم برای خودش دست و پا کرده ، بعد از مدتی عدم حضور در تلویزیون و فضای مجازی به یک باره با ظاهری جدید که  نشان ازتحمل  فشارهای شدید وارده دارد حضور یافته  و صراحتا" خود را یک همجنس گرا معرفی می کند .
رها اعتمادی خود نیز باور دارد که چیزی نیست به جز یک موجود سراسر عقده و خود فروخته که حتی اصلی ترین پایه های اخلاقی خود را نیز فروخته است .
2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392ساعت 15:54  توسط   | 

ماموریت جدید فخرآور از طرف صهیونیست ها

 ماموریت جدید فخرآور از طرف صهیونیست ها

امیر عباس فخرآور، عنصر فتنه‌گر فراری، در سال 1390 سفری به سرزمینهای اشغالی فلسطین داشت و ادعا کرد میتواند رابطه خوبی بین اعراب فلسطینی و یهودی های اسراییل ایجاد کند. وی پس از آن در قالب یک طرح محرمانه موظف شد تا این اقدام را صورت دهد.
او در صفحه فیس بوکش پرده از این ماموریت برداشت و اعلام کرد: "در سفر اعضای کنفدراسیون به اسرائیل برای دیدار با سران این کشور طی قراردادی با دفتر شیمون پرز رئیس جمهور اسرائیل قرار شد شرایط را فراهم کنیم تا گروهی از دختران نوجوان اسرائیلی و فلسطینی (مسلمان و یهودی) همزمان به واشینگتن سفر کنند و در کنگره آمریکا با نمایندگان یهودی و مسلمان کنگره آمریکا دیداری داشته باشند. کیت آلیسون (نماینده مسلمان کنگره آمریکا) و تد دویچ (نماینده یهودی کنگره) و همچنین کنت کتزمن رئیس یهودی گروه تحقیق کنگره آمریکا با این دانش آموزان دختر دیدار کردند".
پس از آن فخرآور ماموریت یافت تا با تکرار این مراحل، بخشی از جوانان دختر فلسطینی را جذب کرده و آنها را پرورش دهد تا از طریق اینترنت و فعالیت مجازی، مقاومت و مبارزه با صهیونیست‌ها را کاری عبث جلوه دهد. وی قرار است در ادامه، بررسی و اعلام کند که چگونه میتوان از این طرح، بیشترین امتیاز مثبت را به نفع صهیونیست‌ها گرفت.حامی فخرآور در این طرح اسرائیلی، "تد دویچ" سناتور دموکرات و یکی از اعضای کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا است که سراسر عمر خود را در به طرفداری از اسرائیل سپری کرده است.
امیر فخرآور چند سال پیش به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شد و با سوء‌استفاده از فرصت مرخصی زندان، با هماهنگی یکی از افرادی که در زمان اغتشاشات مرتبط با کوی دانشگاه، او را هدایت میکرد، به خارج از کشور فرار کرده، به دبی رفت و از آنجا به وسیله رابط خود به آمریکا گریخت. وی در بین همکاران ضدانقلاب خود به فساد اخلاقی و اغفال و سوء استفاده از دختران شهرت دارد.

از

فخرآور وساغر کسرایی لابی کنفدراسیون با صهیونیست ها در بین مدعوین

از

کیت آلیسون نماینده ایالت مینسوتا در مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا

از

تد دویچ سناتور دموکرات از ناحیه نوزدهم ایالت فلوریدا

از

ساغر کسرایی دوست و همراه فخرآور در اسراییل

از

فخرآور و همراه همیشگی‌اش ساغر کسرایی در اسراییل 1390

از

فخرآور جایزه وطن فروشی‌هایش را گرفت: بنز 2012 ، یک اسلحه شکاری و خانه ویلایی

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392ساعت 15:51  توسط   | 

تلاش سایت هاشمی برای تشکیک در برگزاری نماز جمعه!

 تلاش سایت هاشمی برای تشکیک در برگزاری نماز جمعه!

سایت اطلاع رسانی هاشمی رفسنجانی با بازخوانی برخی سخنان گذشته "آیت‌الله" در خصوص نمازجمعه و وابستگی امامان جمعه به حکومت، تلاش مذبوحانه ای برای تحریک افکار عمومی علیه ائمه جمعه منصوب از سوی رهبری نظام دارد.



پایگاه اطلاع رسانی هاشمی رفسنجانی آخرین روز هفته گذشته و در هنگامه سکوت خبری رسانه های داخلی، با بازنشر برخی سخنان گذشته هاشمی رفسنجانی با موضوع نمازجمعه و ائمه جمعه ـ که مشخص نیست در آن زمان با چه انگیزه ای بیان شده اند ـ، تلاش دارد تا هاشمی را به صحنه نمازجمعه برگرداند؛ آن هم با تلاشی که از آن بوی ناپاکی به مشام می رسد!

سایت اختصاصی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که در حال حاضر مصلحت را در آن دیده تا با اسم دفاع از حقوق مردم، ارکان انقلاب و نظام را زیر سؤال ببرد، در نقل قولی از آیت الله هاشمی آورده: شیعه در طول تاریخ اهمیت چندانی به نمازجمعه نمی داده است!

این پایگاه اطلاع رسانی با طرح این سؤال که "چرا اکثریت مردم در نمازجمعه شرکت نمی کنند؟"، سعی در القای این مطلب دارد که از زمانی که ائمه جمعه دیگر از وی در منابر نمی گویند، رغبت مردم به حضور در نمازهای جمعه کمرنگ شده است.

جالب اینکه پایگاه مذکور اصل را بر عدم حضور مردم در نمازهای جمعه گذاشته و سپس برای این عدم حضور به دنبال علت می گردد. از آنجایی هم که علت عدم حضور مردم در نمازهای جمعه، وابستگی خطبای جمعه به حکومت است، درنتیجه باید افرادی برای مردم خطبه بخوانند که همواره از اصول اعتقادی نظام انتقاد کنند!

در


به نظر می رسد رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام صلاح می دانند که ائمه جمعه خطبه هایی شبیه به آخرین خطبه وی در سال ۸۸ برای مردم بخوانند! انتظاری که بسیار بعید می نماید.

ایشان با انتقاد ضمنی از ائمه جمعه منصوب از سوی رهبر معظم انقلاب و حکومتی خواندن امامان جمعه، تأکید کرده اند که نمازهای جمعه نباید سیاسی باشد؛ بلکه باید به موضوعات اساسی مسلمانان رسیدگی شده و برای ایجاد وحدت و تفرقه زدایی میان آنها تلاش شود! این نکته لازم به یاد آوری است که مشخص نیست هاشمی رفسنجانی در زمان ایراد خطبه در نمازهای جمعه تا چه میزان برای ایجاد وحدت میان مسلمانان در خطبه های خود تلاش کرده بود؟!

شاید این نوع سخن گفتن، نوعی جمله معترضه و کنایه به ساحت مقدس رهبری نظام هم باشد؛ چرا که ائمه جمعه مراکز استان ها را رهبری معظم انقلاب مستقیما و شهرستان ها نیز با انتخاب ستاد برگزاری نمازجمعه ـ از نهادهای تحت نظر رهبری ـ و تأیید ایشان به طور ضمنی و غیرمستقیم برگزیده می شوند. بنابراین اگر مردم به نمازجمعه نمی آیند، ـ از نظر آقای هاشمی ـ به این معناست که می خواهند به بالاترین مقام نظام اعتراض خودرا نشان دهند! نیتی که سایت شخصی ایشان با زیرکی خاصی سعی در القای آن به مخاطب دارد.

در


چینش اخبار سایت مذکور به نوعی است که سخنان تاریخی آیت الله هاشمی درباره دلایل عدم حضور مردم در نمازهای جمعه را با سخنان روحانی ـ در جمع ائمه جمعه سراسر کشور ـ در خصوص لزوم غیردولتی بودن امامان جمعه، در کنار یکدیگر قرار داده تا این مسأله به ذهن مردم متبادر شود که روحانی نیز با هاشمی در خصوص دولتی و حکومتی بودن امامان فعلی جمعه هم فکر و هم نظر است!

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392ساعت 15:50  توسط   | 

اوباما بازهم روحانی را تهدید به حمله نظامی کرد + جزئیات بیشتری درباره نامه اوباما به روحانی

 اوباما بازهم روحانی را تهدید به حمله نظامی کرد + جزئیات بیشتری درباره نامه اوباما به روحانی

سندی دیگر بر غیرقابل اعتماد بودن مقامات آمریکایی:
رییس جمهوری آمریکا که با برنامه «اين هفته» شبکه تلويزيونی «ای‌بی‌سی» آمریکا گفت‌وگو می‌کرد، اظهار داشت: حسن روحانی، رييس جمهوری ايران از ظرفيت ديپلماسی برای حل مناقشه هسته‌ای ايران آگاه است، ولی این مسأله به صورت ناگهانی و سريع، «آسان حل نخواهد شد.» رییس جمهوری آمریکا در عین حال گفت که ترجیح او برای حل مسأله به شکل دیپلماتیک، به این معنا نیست که او به تهران حمله نمی‌کند.
باراک اوباما روز یک‌شنبه، ۲۴ شهريور، از نامه‌نگاری با حسن روحانی، رييس جمهوری ايران، در خصوص بحران سوريه خبر داد و گفت جمهوری اسلامی می‌داند که نگرانی آمريکا در باره تلاش‌های ايران برای دستيابی به سلاح هسته‌ای مسأله‌ای بسيار بزرگ‌تر است.

به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، رییس جمهوری آمریکا که با برنامه «اين هفته» شبکه تلويزيونی «ای‌بی‌سی» آمریکا گفت‌وگو می‌کرد، اظهار داشت: حسن روحانی، رييس جمهوری ايران از ظرفيت ديپلماسی برای حل مناقشه هسته‌ای ايران آگاه است، ولی این مسأله به صورت ناگهانی و سريع، «آسان حل نخواهد شد.»

رييس جمهوری آمريکا جزئيات بيش‌تری از نامه خود به حسن روحانی ارائه نکرده است.

به گزارش خبرگزاری رويترز، اوباما در همين زمينه گفته است: «به نظرم وقتی مجموعه‌ای از تهديد واقعی در زمینه استفاده از زور همراه با تلاش‌های جدی ديپلماتيک وجود داشته باشد، می‌توان به توافق دست يافت.»

وی تصریح کرد: «رویکرد دولت آمریکا در قبال تسلیحات شیمیایی سوریه باید به ایران نشان دهد که برای يک رویارویی تسلیحاتی، پتانسیل حل مسأله به شکل دیپلماتیک وجود دارد.»

رییس جمهوری آمریکا در عین حال گفت که ترجیح او برای حل مسأله به شکل دیپلماتیک، به این معنا نیست که او به تهران حمله نمی‌کند.

باراک اوباما گفته است که ایرانیان می‌دانند که برنامه هسته‌ای آن‌ها در مقایسه با تسلیحات شیمیایی سوریه، مسأله بسیار بزرگ‌تری برای آمریکا است.

همچنین لحظاتی پیش بی بی سی نوشت: آقای اوباما همچنین گفت که دولتمردان ایران متوجه شده‌اند که برای آمریکا، برنامه هسته‌ای ایران موضوعی بسیار بزرگتر از بکارگیری سلاح‌های شیمیایی در سوریه است.

"من فکر می کنم ایران دریافته که مسئله هسته ای و تهدیدی که ایران هسته ای برای اسرائیل ایجاد می کند خطر بسیار نزدیکتری برای منافع بنیادی ماست. مسابقه هسته‌ای منطقه را بشدت بی ثبات خواهد کرد."
2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392ساعت 15:48  توسط   | 

هک‌شدن صفحه فیس‌بوک خانم سخنگو/عکس

 هک‌شدن صفحه فیس‌بوک خانم سخنگو/عکس

پس از جنجالی شدن صفحات اجتماعی کابینه دولت یازدهم، واکنش‌های وزرا و اعضای دولت به این اخبار آغاز شد.

وزیر ارتباطات درباره رفع فیلترینگ از شبکه اجتماعی "فیس بوک" و حضور برخی از اعضای هیئت دولت در این سایت تصریح کرد: کمیته‌ای در ریاست جمهوری در ارتباط با حضور اعضای هیئت دولت در فیس بوک تشکیل شده است.

واعظی اظهار داشت: صفحه ایجاد شده در فیس بوک به نام بنده درست نیست و الهام امین زاده مشاور حقوقی رئیس‌جمهور نیز در تماس با بنده ایجاد صفحه فیس بوک خود را تکذیب کرده است.

همچنین برخی دیگر از اعضای هیئت دولت نیز فعالیت در صفحات اجتماعی را تکذیب کرده‌اند.

از جمله جنجالی ترین این صفحات، صفحه فیس‌بوک مرضیه افخم سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی بود.

وی نیز طی گفتگویی داشتن چنین صفحه‌ای را رد کرده و گفت: من صفحه‌ای ندارم و متعاقب ایجاد این صفحه، پیگیر اقدامات حقوقی برای بستن صفحه فیسبوکی که به نام من ایجاد شده است، هستم.

پس از تکذیب افخم، ارتش سایبری ایران صفحه فیس بوک منتسب به وی را هک کرد.

صفحه

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392ساعت 15:49  توسط   | 

فیسبوک ظریف هم هک شد/ شاید این ارتباط را قطع کنم+عکس

 فیسبوک ظریف هم هک شد/ شاید این ارتباط را قطع کنم+عکس


محمدجواد ظریف در گفت‌وگو با ایسنا با اعلام این خبر خاطرنشان کرد: صفحه فیسبوکش هک شده است.

وی افزود: از شب گذشته به صفحه فیسبوکم دسترسی نداشتم و از مطلب جدیدی که در این صفحه قرار داده شده بی‌اطلاعم.

وی پس از دسترسی دوباره در مطلبی نوشت:

دوستان سلام،
متاسفانه صفحه بنده با ورود غیر قانونی مورد سوء استفاده قرار گرفت. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند ناگزیر خواهم شد علیرغم میل باطنی این ارتباط را قطع کنم.
با تشکر از توجه دوستان

http://jahannews.com/images/docs/files/000313/nf00313041-1.jpg


پیشتر نیز صفحات منتسب به سخنگوی وزارت امور خارجه و الهام امین زاده هک و مطالبی ضد نظام در آن قرار گرفته بود.

این در حالی است که امین زاده و افخم عضویت خود در فیسبوک را تکذیب کرده بودند.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392ساعت 15:47  توسط   | 

مدیران فیس بوک تحمل هتاکی نکردن به نظام را ندارند

 مدیران فیس بوک تحمل هتاکی نکردن به نظام را ندارند

این کارشناس فضای مجازی افزود: هک کردن و ورود غیرقانونی به صفحه شخصی افراد در فیس بوک بر ای دشمنان امری ساده است و امکان دسترسی و ورود به صفحه مدیریت افراد برای مدیران فیس بوک وجود دارد. ورود غیر قانونی به صفحه فیس بوک وزیر امور خارجه پیامی است برای مسئولین، که در پازل و زمینی که دشمن تعریف کرده است بازی نکنند زیرا محیط برای دشمن است و هویت مجازی که مطلوب دشمن است را می سازد.
درپی انتشار مطلبی  در صفحه فیس بوک محمد جواد ظریف در حمایت از فتنه 88 و تکذیب انتشار این مطلب از سوی ایشان و اعلام سوء استفاده از صفحه فیس بوک وزیر امور خارجه از طریق ورود غیرقانونی، خبرنگار پایگاه 598 در مصاحبه ای کوتاه با مهدی صرامی مدیر عامل مجمع فعالان فضای مجازی انقلاب اسلامی و کارشناس فضای مجازی در خصوص امکان هک شدن صفحه فیس بوک و آسیب های آن به گفتگو پرداخته است.


مهدی صرامی با اشاره تهدیدهای ساخت صفحه فیس بوک به نام مسئولین اظهار داشت: ساخت صفحه فیس بوک به نام مسئولین موجب آسیب پذیری آنان و امکان مصادره به مطلوب مواضع این شخصیت ها را فراهم می کند و به طور کلی تغییر هویت و تحریف هویت مجازی در این شبکه های اجتماعی برای افراد وجود دارد که این امر آسیب های فراوانی را در پی خواهد داشت.

این کارشناس فضای مجازی افزود: هک کردن و ورود غیرقانونی به صفحه شخصی افراد در فیس بوک بر ای دشمنان امری ساده است و امکان دسترسی و ورود به صفحه مدیریت افراد برای مدیران فیس بوک وجود دارد.

وی گفت: ورود غیر قانونی به صفحه فیس بوک وزیر امور خارجه پیامی است برای مسئولین، که در پازل و زمینی که دشمن تعریف کرده است بازی نکنند زیرا محیط برای دشمن است و هویت مجازی که مطلوب دشمن است را می سازد.

مدیر عامل مجمع فعالان فضای مجازی انقلاب اسلامی در ادامه بیان نمود: اساساً همان طور که پیش تر نیز مشخص شده بود فیس بوک ظرفیت و آستانه تحمل مواضع انقلابی و مواضع اصولی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را ندارد و هرگاه مواضع جمهوری اسلامی در این شبکه اجتماعی تبلیغ شده است مدیران فیس بوک با آن برخورد نموده اند.

صرامی در ادامه افزود: به طور مثال صفحه که با نام آیت الله خامنه ای در فیس بوک وجود داشت و از محبوبیت بالایی نیز برخوردار بود و همچنین صفحه ای که با نام سید حسن نصرالله در فیس بوک وجود داشت توسط مدیران فیس بوک مسدود گردید.

وی تصریح نمود: به عنوان تست کسانی که به دنبال تبریک سال نو به یهودیان بودند اگر انتقاد و یا سوالی در خصوص هولوکاست درج می کردند به سرعت می دیدند که با چه برخورد بی رحمانه ای با مطلبشان از سوی فیس بوک مواجه می شوند و این که در فیس بوک کسی بتواند سوال موثری درباره هولوکاست مطرح نماید وجود ندارد و به طور کل مدیران فیس بوک تحمل هتاکی نکردن به نظام را ندارند.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392ساعت 15:46  توسط   | 

تلاش‌برخی براندازی سال88 ناشی از عدم‌اعتقاد آنها به ولایت‎ فقیه بود؛ آنها به احترام امام تفکرشان را

 تلاش‌برخی براندازی سال88 ناشی از عدم‌اعتقاد آنها به ولایت‎ فقیه بود؛ آنها به احترام امام تفکرشان را علنی نمی‎کردند/ با این برچسب‎زنی‎ها، انتظارتوسعه طرح ولایت توقع زیادی است

عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: اگر در فتنه ۸۸ کسانی در صدد براندازی نظام برآمدند که سال‌ها برای انقلاب زحمت کشیده بودند، ناشی از تفکر اشتباهی بود که از همان اول داشتند و نظامی که ولایت ‌فقیه در رأس آن باشد مورد قبولشان نبود.

به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی آثار آیت‌الله مصباح یزدی، رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در دیدار با جمعی از نخبگان شرکت کننده در دوره تکمیلی طرح ولایت، ضمن تبریک دهه کرامت اظهار داشت: گاهی از مسائل ارزشی به خاطر ارزش ذاتی آنها و ضرورت تحقق آنها بدون در نظر گرفتن شرایط عینی، سخن گفته می‌شود. به عنوان نمونه از عدالت سخن گفته می‌شود و از لزوم تحقق آن و تقسیم عادلانه منابع بین مردم و غیره بحث به میان می‌آید.

در

سنت الهی بر امتحان انسان بر سر انتخاب است

پآیت‌الله مصباح یزدی ادامه داد: اما گاهی نیز، سخن از مباحث ارزشی با توجه به شرایط، امکانات و موانع موجود صورت می‌گیرد و آن هم یک جواب کلی دارد که باید ابتدا واقعیت‌های جامعه، انگیزه ها، موانع و آسیب‌ها را شناخت و برای تحقق آن مفهوم ارزشی گام برداشت، اما باید توجه داشت تقدیر و سنت الهی بر این بنا شده است که همواره دو سلسله عوامل متضاد فطری و نفسانی وجود داشته باشد تا یکی انسان‌ها را به سمت ارزش‌ها و دیگری انسان را به سمت لذائذ دنیا و حب پست و مقام سوق دهد و این سنت الهی برای آن است که زمینه انتخاب و امتحان انسان‌ها فراهم شود.

عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به اینکه تجربه نشان داده از لحاظ آماری کسانی که بتوانند با انتخاب خود، راه صحیح را برگزینند، کمتر از افرادی است که تحت تأثیر عوامل نفسانی قرار می‌گیرند، اظهار داشت: لذا اگر دوستان از لزوم ترویج طرح ولایت و فراگیر کردن آن سخن می‌گویند، باید متوجه وجود عوامل نفسانی که اتفاقا سنت الهی بوده و همچنین تجربه تاریخی بشر در انتخاب مسیر باشند. لذا انتظار اینکه این سنت تغییر کند و همگان به سمت خیر رفته و راه سعادت را در پیش بگیرند، به جا نخواهد بود و تحقق آن حتی در جامعه اسلامی ناممکن است.

وی افزود: اما این سنت الهی بدین معنا نیست که تلاشی برای ترویج راه صحیح و خیر صورت نگیرد، بلکه یکی از زیبایی‌های خلقت خداوند این است که انسان علاوه بر اینکه خودش در صحنه هستی به نوعی بازیگر است، از جمله عوامل تأثیرگذار هم به شمار می‌رود، لذا باید در حد وسع و امکان برای اصلاح گام بردارد.

مهمترین دغدغه حضرت امام و رهبر معظم انقلاب دغدغه فرهنگ بوده است

آیت‌الله مصباح یزدی با اشاره به اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، حضرت امام(ره) بیش از هرچیز به مسأله فرهنگ توجه داشتند و مقام معظم رهبری نیز در طول 20 سال دائما خطرات فرهنگی را با عناوین مختلف گوشزد کرده‌اند، اظهار داشت: از همان سال‌های آغازین انقلاب اسلامی، دانشگاه‌ها تعطیل شد و ستاد انقلاب فرهنگی تشکیل شد، اما بیشتر تصمیمات در خصوص امور اجرایی مانند وجود درس معارف در دانشگاهها، برگزاری نماز جماعت و... بود، اما یکی از پیشنهادها نیز این بود که باید کارهایی بنیادی برای تغییر فرهنگ و گرایش به سمت دین اجرا شود و در وهله اول نیز اساتید در کانون توجه هستند، چرا که اگر استاد خودش به آنچه می‌گوید باور نداشته باشد و محتوای دینی به صورت دستوری ارائه شود، اثرگذار نخواهد بود.

عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به اینکه طرح چنین پیشنهادی به خودی خود، چندان واکنش سوئی را در پی نداشت، چرا که تصمیمی منطقی به نظر می‌رسید، اظهار داشت: اما در مرحله عمل با دشواری‌های بسیاری همراه بود، چرا که اساتیدی که سالها زحمت کشیده و بسیاری از آنها سال‌ها دور از کشور به تحصیل برخی علوم پرداخته بودند و سرمایه شان همین علمی بود که از غرب گرفته بودند، سرمایه خود را در تقابل با آموزه‌های این طرح می‌دیدند، لذا ناخودآگاه با این طرح مخالف بودند.

وی با بیان اینکه مدت زمان کوتاهی طرح ویژه اساتید برگزار شد و با بازشدن دانشگاه‌ها پایان یافت اظهار داشت: متأسفانه کسانی هم در مصدر کار قرار گرفتند که از ابتدا با برگزاری چنین طرح‌هایی مخالف بودند.

آیت‌الله مصباح با بیان اینکه متأسفانه با گذشت 35 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، و علیرغم اهتمام امام(ره) و رهبری بر فرهنگ اسلامی، کار عملی چندانی در این زمینه مشاهده نمی‌شود، اظهار داشت: متأسفانه برخی مسئولین این هشدار‌ها را خیلی مهم تلقی نمی‌کردند، اما کسانی که احساس وظیفه کردند، حتی اگر یک قدم هم می‌توانستند در این مسیر بر می‌داشتند.

تلاش برخی السابقون برای براندازی در سال88، ناشی از دید غلط آنها به مقوله ولایت فقیه بود

عضو مجلس خبرگان رهبری با یادآوری فتنه 88 اظهار داشت: اگر در فتنه 88 کسانی در صدد براندازی نظام برآمدند که سالها برای انقلاب زحمت کشیده بودند، ناشی از تفکر اشتباهی بود که از همان اول داشتند، و نظامی که ولایت‌فقیه در رأس آن باشد را قبول نداشتند، اما به خاطر احترامی که باید برای امام(ره) قائل می‌شدند، این تفکر خود را علنی نمی‌کردند، اما بعد از امام(ره) کم کم مخالفت خود با ولایت‌فقیه را آشکار کردند.

وی افزود: حدود 18 سال پیش یک حرکت آرام و محدودی در یک دوره تابستانه برای عده‌ای از دانشجویان شروع شد. اما آن دانشجویان به قدری با روحیه بودند که بنده که بیش از 70 سال را در حوزه علمیه بودم، از روحیه آن‌ها استفاده می‌کردم. آن‌ها چنان مشتاق آموزش بودند که علیرغم فشرده بودن برنامه هایشان، درخواست می‌کردند که برای آنها کلاس‌هایی در اواخر شب و نیمه شب برگزار شود.

وی ادامه داد: بعد از 5 سال مباحث گفته شده در این کلاس‌ها که خلاصه برداری شده بود، به صورت جزواتی در آمده، در اختیار شرکت کنندگان در این طرح‌ها قرار گرفت و تا امروز نیز این طرح ادامه داشته که کتاب‌هایی در این زمینه منتشر شده است.

وقتی بجای کمک مسئولان شاهد برچسب‎زنی‎ها هستیم، انتظار توسعه طرح ولایت توقع زیادی است

آیت‌الله مصباح یزدی در ادامه در پاسخ به درخواست برخی از نخبگان طرح ولایت مبنی بر لزوم گسترش طرح ولایت ابراز داشت: البته با ترویج و تعمیم این ایده موافق هستیم، اما باید امکانات و واقعیات خارجی را هم در نظر گرفت. وقتی به جای کمک مسئولان، شاهد تخریبها، اتهام‌ها و برچسب خشونت طلبی و... هستیم، مشخص می‌شود این طرح با مخالفان بسیاری رو به رو است و نمی‌توان توقع داشت که این طرح به صورت فراگیر در دانشگاه‌ها اجرا شود.

عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه تنها بعد از گذشت 10 سال از برگزاری این کلاس‌ها، جمعی از اساتید دانشگاه نیز داوطلب شدند در این دوره‌ها شرکت کنند، ابراز داشت: لذا نباید انتظار داشت همه شرایط و بسترهای اجتماعی برای ترویج این طرح آماده شود، بلکه باید از فرصت‌های ولو اندک موجود، حداکثر استفاده را کرد.

وی در خصوص مطلبی که یکی از نخبگان طرح ولایت مطرح کرده بود، اظهار داشت: تشکیل جلسات مناظره بسیار کار خوب و مفیدی بوده و سبب جذابیت و انگیزه‌ای برای شرکت در این جلسات می‌شود و اتفاقا مقام معظم رهبری نیز شخصا به این مسأله اعتقاد دارند، اما باید در نظر داشت که آنچه در این دوره‌ها در مدت 7 روز به شرکت کنندگان در این دوره آموزش داده می‌شود، مباحثی فشرده از یک برنامه 45 روزه است. لذا فرصتی باقی نمی‌ماند که بتوان جلسات مناظره برپا کرد. اما بنده به دوستان توصیه می‌کنم ولو یک یا دو جلسه چنین برنامه‌ای داشته باشند.

آیت‌الله مصباح در ادامه در پاسخ به سئوال یکی از حاضران در خصوص توقع طراحان و برگزار کنندگان دوره طرح ولایت از دانش آموختگان این دوره اظهار داشت: جواب این سئوال از لحاظ علمی از فلسفه ارزش‌ها روشن می‌شود که چرا باید خود را نسبت به دیگران مسئول بدانیم، و اما از لحاظ عملی اینکه هر آنچه در این دوره‌ها آموختیم در جلسات ساده دوستانه و چند نفری مطرح کرده، کم کم به بحث بگذاریم تا این مباحث مطرح شود و این حرکت می‌تواند تأثیر عظیمی در راستای نشر چنین مباحثی داشته باشد.

جلسات محدود اینچنینی زمینه‎ساز پیروزی انقلاب اسلامی شد

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ادامه داد: تأثیر چنین جلساتی را می‌توان در پیروزی این انقلاب که نظیر آن در عالم کم نظیر بود، جستجو کرد. جلسات مذهبی که بچه‌های حوزه و دانشگاه در زمان شاه دایر می‌کردند، حرکت این انقلاب را پایه ریزی کرد و یکی از خسارت‌های ما این بود که بعد از انقلاب چنین جلساتی را از دست دادیم و دولت را مسئول همه امور دانستیم.

وی ادامه داد: در جلسات دوستانه از آنجا که بحث مدرک و گرفتن ارتقای علمی و... مطرح نیست، اخلاص بیشتری وجود دارد و بحث‌های فرهنگی در این جلسات، صرفا به خاطر تقویت بنیه دینی و فرهنگی صورت خواهد گرفت.

عضو مجلس خبرگان رهبری در پایان اظهار داشت: باید احساس وظیفه کنیم و نعمت شناختی که خداوند به ما داده است را در اختیار دیگران نیز قرار دهیم.

در ابتدای این مراسم، آقای اخوان رئیس بنیاد ملی نخبگان قم به بیان گوشه‌ای از فعالیت‌های این بنیاد که با همکاری مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) صورت گرفته، پرداخت و سه تن از نخبگان نیز سئوالات و درخواست‌های خود را در خصوص طرح ولایت مطرح کردند.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392ساعت 15:45  توسط   | 

کار نوری زاد به انکار حجاب که از ضروریات دین است رسید!

 کار نوری زاد به انکار حجاب که از ضروریات دین است رسید!

نوری زاد به بهانه مخالفت های متدینین با عکسهای فرزند نعیمه اشراقی حجاب را انکار کرده به امام نیز جسارت کرده، نظام اسلامی را با حکومت جبار رضا شاه مقایسه کرده و ضمن اهانت به ساحت زنان با شرف و غیرت ایرانی حجاب آنان را از سر اجبار حکومت دانسته است.

محمد نوری زاد که اخیرا با مشکلات عجیب روانی دست به گریبان است و به خاطر محروم شدن از رانت های گذشته بدجوری عصبانی شده و به زمین و زمان فحش و ناسزا می دهد درتازه ترین مطلب خود به انکار حجاب که از ضروریات دین است پرداخته و حجاب را که حکم الهی است ساخته نظام دانسته و آن را انکار نموده است!

به گزارش عصر امروز وی همچنین در یک توهین آشکار حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه را با کسانی تشبیه می کند که قطعا خود نوری زاد به آنها شباهت دارد که این قلم از آوردن الفاظ وی به جهت جسارت به ساحت امام راحلمان معذور است.

لذا از دستگاه قضایی می خواهیم برای یکبار هم که شده به وظیفه قانونی خود عمل کند و طبق قانون کسانی را که به ساحت امام عظیم الشان ما اهانت کرده اند را به سزای عمل خویش برساند.

نوری زاد از اینکه به خاطر حفظ شئونات اسلامی زنان با غیرت ایرانی از شهوت رانی وامانده دلخور است و این عفت و حجاب زنان ایرانی بدجوری عصبانیش کرده است را کتمان نمی کند و خواهان حذف حجاب از کشور می شود!

وی بدون اینکه بداند زنان ما به خاطر حفظ کرامت الهی شان با حجاب اسلامی در میادین مختلف حضور پیدا می کنند و پله های رشد و ترقی را طی می نمایند تا باعث عزت اسلام و زن مسلمان ایرانی شوند می گوید: 
"البته این را هم باید بپذیریم که زنان ما بدلیل این شکل از حجاب ،در عرصه های بین المللی نتوانستند آنطور که هستند ،خود را نشان دهند."

بنا بر این گزارش وی که به بهانه مخالفت های متدینین با عکسهای فرزند نعیمه اشراقی حجاب را انکار کرده و به امام نیز جسارت کرده است، نظام اسلامی را با حکومت جبار رضا شاه مقایسه کرده و ضمن اهانت به ساحت زنان با شرف و غیرت ایرانی حجاب آنان را از سر اجبار حکومت دانسته و می گوید:

" بنظرم حجاب اجباری در جمهوری اسلامی حاصل انتقام گیری تاریخ نه چندان دور این مرزوبوم باشد یعنی همان داستانی که شنیدم که رضاشاه چادر از سر زنان به زور کشیدند و آنها را بقول خودشان ، متمدن و امروزی کردندو در نظام جمهوری اسلامی چادر بر سر زنان کشیدند."

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392ساعت 15:44  توسط   | 

درباره فعالیت این روزهای برخی دولتمردان در فیس‌بوک/ حرمت امام‌زاده به متولی‌اش است

 درباره فعالیت این روزهای برخی دولتمردان در فیس‌بوک/ حرمت امام‌زاده به متولی‌اش است

ازاز دولتی که نامش تدبیر و امید است، یکی از شعارهایش قانون‌مداری است و یکی از موارد انتقادش به دولت قبلی قانون‌گریزی بوده، در خصوص عمل به قوانین انتظار بیشتری می‌رود. وقتی دولت و دولتمردان به قوانین توجه نکنند از دیگران چه انتظاری خواهد بود؟!

«شبکه اجتماعی فیس‌بوک»! کلا در مورد این مسئله اختلاف است؛ اختلاف نظری جدی میان مسئولان، کارشناسان، مردم و حتی کسانی که متولی اجرای قوانین هستند. جدیدا هم که با روی کار آمدن دولت جدید، حرف و حدیث‌ها درباره حضور مسئولان رده بالای دولتی

بر اساس مصوبه‌ی قانونی «کارگروه تعیین مصادیق فیلترینگ و جرایم رایانه‌ای» شبکه مجازی فیس‌بوک در کشور ما فیلتر شده. به عبارتی، این سایت بر اساس «قانون» از دسترس کاربران خارج شده است. پس اگر قرار باشد رفع فیلتر هم شود باید بر اساس تصمیم مجاری قانونی باشد

از جنس وزیر و معاون و... در این شبکه اجتماعی شدت گرفته است. از جنبه‌های امنیتی و فرهنگی این کار دولتمردان که بگذریم، باید بگوییم که به هر حال، بر اساس مصوبه‌ی قانونی «کارگروه تعیین مصادیق فیلترینگ و جرایم رایانه‌ای» شبکه مجازی فیس‌بوک در کشور ما فیلتر شده. به عبارتی، این سایت بر اساس «قانون» از دسترس کاربران خارج شده است. پس اگر قرار باشد رفع فیلتر هم شود باید بر اساس تصمیم مجاری قانونی باشد. 

از دولتی که نامش تدبیر و امید است، یکی از شعارهایش قانون‌مداری است و یکی از موارد انتقادش به دولت قبلی قانون‌گریزی بوده، در خصوص عمل به قوانین انتظار بیشتری می‌رود. وقتی دولت و دولتمردان به قوانین توجه نکنند از دیگران چه انتظاری خواهد بود؟! حرمت امام‌زاده به متولی‌اش است. کشور ما از قانون‌گریزی صدمات زیادی خورده است. مقام معظم رهبری چند سال است که تقریبا در هر سخنرانی بحث عمل به قانون را مطرح می‌کنند. اصلا مهم نیست که یک قانون کوچک باشد یا بزرگ، فرد خلاف کننده وزیر باشد یا یک شهروند عادی، مهم این است که قانون برای همه قانون باشد و همه افراد کوچک یا بزرگ در برابر قانون یکسان باشند. بحث در خصوص عضویت در این شبکه اجتماعی نیست که بخواهیم توجیه کنیم که به گفته‌ی برخی مسئولان، عضویت در این شبکه‌ها جرم محسوب نمی‌شود. بحث درخصوص عمل کردن بر خلاف قوانین کشور است که علاوه بر جنبه حقوقی آن، بنا به فتوای مقام معظم رهبری و برخی دیگر از مراجع

بحث در خصوص عضویت در این شبکه اجتماعی نیست که بخواهیم توجیه کنیم که به گفته‌ی برخی مسئولان، عضویت در این شبکه‌ها جرم محسوب نمی‌شود. بحث درخصوص عمل کردن بر خلاف قوانین کشور است

جایز نبوده و جزو مصادیق منکر است و حتی نهی از منکر در این خصوص بر دیگران واجب است. 

وقتی یک سایت فیلتر است، حتما باید به طور غیرقانونی و با ابزارهای غیرمجاز مثل فیلترشکن وارد آن شد! مشخصا این کار خلاف قانون است. البته ممکن است عده‌ای بگویند: «برخی ادارات دولتی و مسئولین، طبق قانون از اینترنت بدون فیلتر برخوردار هستند!» اما سوال مهم اینجاست که این قانون در کجا تصویب شده و کدام مرجع قانونی این اجازه را داده است؟ آیا فلسفه و علت این قانون استفاده از اینترنت در جهت فعالیت‌های کاری ادارات و مسئولین بوده یا برای توجیه فعالیت‌های شخصی؟! اصلا موضوع فیلترشکن به کنار، طبق کدام قانون استفاده شخصی از امکانات دولتی مجاز است؟ بعید است بتوان فعالیت فیس‌بوکی وزیران را جزو موضوعات کاری‌شان قلمداد کرد. چراکه اگر اینگونه بود، باید مصوبه‌ای از هیئت دولت یا مجلس یا شورای عالی فضای مجازی می‌داشت که ندارد. حتی بنا به محتوای منتشر شده در صفحه فیس‌بوک همین افراد، این کار صرفا یک عمل شخصی بوده و نه حکومتی و دولتی. با این حساب، یا این افراد در استفاده از فیلترشکن

فرض کنیم که اساسا فیلتر کردن فیس‌بوک اشتباه بوده، آیا بعضی افراد می‌توانند به خودشان حق بدهند که قانون را دور بزنند؟ آن هم فقط به پشتوانه وزیر بودنشان؟

کار غیرقانونی کرده‌اند و یا در استفاده از امکانات دولتی. 

اصلا فرض کنید که استفاده‌ اعضای دولت از فیلترشکن و... قانونی است و یا اینکه آنها اینترنت بدون فیلتر در اختیار دارند، خب دیگران چه؟ آیا دیگران هم چنین دسترسی‌هایی دارند؟ آیا حضور این مسئولان در شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده ترویج کننده دور زدن فیلترینگ برای مردم عادی نیست؟ مورد سوم از بند «و» ماده 21 قانون جرائم رایانه‌ای، تبلیغ تارنماهای فیلتر شده را جزو مصادیق مجرمانه می‌داند. (اینجا) هیچ انسان با انصافی نمی‌تواند بگوید حضور مسئولان رده بالای دولتی در فیس‌بوک تبلیغ این شبکه محسوب نمی‌شود. به هر حال وقتی آقای وزیر مطلبی در صفحه فیس‌بوکش گذاشته است، بنده هم از گوشه و کنار این را می‌شنوم و دوست دارم این فضایی که وزیر کشورم در آن فعالیت می‌کند، را ببینم. یا اینکه حداقل حق دارم مطلب آن جناب را از صفحه شخصی‌شان بخوانم. تکلیف من به عنوان یک شهروند عادی چیست؟ چه باید بکنم؟ دسترسی

اصلا موضوع فیلترشکن به کنار، طبق کدام قانون استفاده شخصی از امکانات دولتی مجاز است؟ بعید است بتوان فعالیت فیس‌بوکی وزیران را جزو موضوعات کاری‌شان قلمداد کرد

به اینترنت ادارات و... که ندارم، پس راهی که جلوی رویم قرار می‌گیرد استفاده از فیلترشکن است که طبق قانون خلاف است. پس اگر هم کار مسئولان محترم خلاف قانون نباشد ترویج عمل کردن بر خلاف قانون است که این کار نیز خودش جرم محسوب می‌شود. 

حتی اگر فرض کنیم که اساسا فیلتر کردن فیس‌بوک اشتباه بوده، آیا بعضی افراد می‌توانند به خودشان حق بدهند که قانون را دور بزنند؟ آن هم فقط به پشتوانه وزیر بودنشان؟ با توجه به این که شورای عالی فضای مجازی به دستور رهبری برای سیاست‌گذاری کلان در حوزه فضای مجازی تاسیس شده و رئیس شورا هم شخص رئیس جمهور است، اینگونه اتفاقات چندان عادی به نظر نمی‌رسد. حداقل 6 نفر از وزرای دولت عضو همین شورای عالی هستند. شورایی که طبق دستور مقام معظم رهبری، مصوباتش جنبه قانونی دارد. آقایان می‌توانند بنشینند و نظراتشان را بگویند و تبدیلش کنند به قانون. مسئله زیاد پیچیده‌ای نیست. 

اما وقتی انسان این مسائل را کنار همدیگر می‌گذارد ذهنش می‌رود سمت مسئله‌ی «مقاومت مدنی»؛

فرض کنید که استفاده‌ اعضای دولت از فیلترشکن و... قانونی است و یا اینکه آنها اینترنت بدون فیلتر در اختیار دارند، خب دیگران چه؟ آیا دیگران هم چنین دسترسی‌هایی دارند؟

آن هم از سوی متولیان اجرای قانون. یعنی دولت و دولتمردان به جای آنکه یک مسئله را از مجاری قانونی پیگیری کنند، دست به جریان سازی در بین مردم بزنند. کافی است پس از این حضورهای کوچک و بزرگ مسئولان رده بالا در فیس‌بوک سری به جمع‌های جوانان، کوچه و بازار، خبرگزاری‌ها و... بزنید. همه جا زمزمه‌ی رفع فیلتر این سایت شنیده می‌شود؛ اما متاسفانه نه از مجرای قانونی که شورای عالی فضای مجازی باشد بلکه با استفاده از  ایجاد موج در بین مردم. راحت‌تر بگوییم، همان استراتژی قدیمی «فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا» با این فرق که این بار بالادستی‌ها رسما و عملا در حال آموزش و تبلیغ فشار اجتماعی به پایینی‌ها هستند. 

توجه کنید که این نوشتار اصلا در مقام این نیست که بگوید فیس‌بوک خوب است یا بد؟ بحث در خصوص فوائد و مضرات فیس‌بوک نیازمند نوشتن مطالب متعدد دیگری است. بحث ما فقط در خصوص عمل به قوانین کشور است و اینکه باید همه چیز از مجاری قانونی پیگیری شود. وگرنه «فیس‌بوک‌باز» بودن یا صفحه داشتن در فیس‌بوک که فیس دادن ندارد!

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392ساعت 15:43  توسط   | 

متحدان اسد در دوهفته چکار کردند؟
متحدان اسد در دوهفته چکار کردند؟

محور حامی سوریه تنها طی دو هفته توانسته اند تمام معادلات را در سوریه و اطراف آن تغییر دهد، به طوری که در سایه آن می توان به هرگونه تجاوزگری دشمن چنان پاسخ داد که هرگز دشمن تصور آن را نکرده باشد.
متحدان اسد در دوهفته چکار کردند؟
به گزارش حدیدنیوز، سردبیر روزنامه لبنانی "الاخبار" در مقاله ای با عنوان " متحدان اسد طی دو هفته چکار کردند" به بررسی دلایل عقب نشینی آمریکا از حمله به سوریه و تلاش متحدان سوریه برای جلوگیری از این حمله پرداخته است. 

"ابراهیم الامین" در این مقاله می نویسد: انگلیسی ها باب عقب نشینی را باز کردند، افکار عمومی جهان ناگهان عنصر مهمی را در تصمیمات سران غرب تغییر داد، آنگاه زمینه جستجو از راه خروج مستقیمی برای کاخ سفید فراهم گردید. 

اما بازی کنگره برای تحقق این امر کافی نیست ولی باید اذعان کرد که وقتی اوباما تصمیم گیری برای حمله به سوریه را به نمایندگان آمریکا محول کرد در حقیقت به این مسئله اشاره کرد که آماده حل و فصل مسئله است اما در عین حال بهای این رویکرد را می خواهد. 

اوباما در حقیقت دستاوردی می خواهد که به واسطه آن بتواند به متحدان عرب و غربی خود که اشتیاق فراوانی برای جنگ دارند، بگوید: در مقابل انصراف از حمله نظامی به سوریه بهای سنگینی دریافت کرده است. 

به این ترتیب روس ها دست به کار شدند و راه حلی پیشنهاد کردند که هم مانع شکست ننگین آمریکایی ها شود و هم سوریه را در موقعیت امتیاز دهنده قرار ندهد. 

روس ها برای تحقق این امر راهکار "جمع آوری سلاح های شیمیایی سوریه" و تحت نظارت بین المللی قرار گرفتن آن را مطرح کردند و این راهکاری است که به اوباما فرصت می دهد به گروه های مسلح و معارضان سوری بگوید: تضمین می کند که نظام سوریه هرگز با سلاح های کشتارجمعی به آنها حمله نمی کند و نیز به این طریق آنها را برای سرنگونی نظام سوریه یاری می کند. 

این ابتکار روسیه هرچند که زمینه حل و فصل موقت بحران حمله را فراهم کرده است اما تردیدی نیست که برای هرگونه تفاهم عملی در خصوص آن باید مدت ها بحث و گفت وگو کرد. 

الامین در ادامه یادداشت خود نوشته است: البته جزئیات این مسئله بسیار پیچیده است و آنچه شب گذشته از سوی رسانه های دشمن - رژیم صهیونیستی - درباره این طرح روسیه منتشر شد در واقع "برداشت صهیونیستی از این ابتکار" بود که به سرعت به طرف آمریکایی منتقل گردید تا تدابیر لازم در قبال آن اتخاذ گردد. 

در حقیقت خواسته های اسرائیلی مطابق همان خواسته های آمریکایی در این زمینه است و اگر طرف های ذی ربط برای رسیدن به توافق کامل درباره مسئله سوریه وارد مذاکره نشوند، این بدان معنا خواهد بود که ما در مرحله موسوم به استراحت آمریکا تا قبل از فراهم شدن شرایط سیاسی، نظامی، دیپلماتیک و مردمی هستیم که به موجب آن به آمریکا اجازه می دهد به سوریه تجاوز کند. 

از نظر تئوری می توان گفت که کنار گذاشته نشدن فهرست خواسته های آمریکایی ها، این اجازه را به آنها می دهد که نتایج حمله مورد نظر به سوریه را بدون شلیک یک گلوله محقق کنند که در این چارچوب آمریکایی ها و غربی ها تلاش خواهند کرد که از طریق ابتکار روسیه به آنچه پیشتر در دستیابی به آن شکست خوردند یا آرزوی آن را داشتند، برسند. 

این نگرش به اوضاع بیانگر آن است که تا بازگشت با اوضاع متشنج و تلاش شبانه روزی برای تجاوز گسترده به سوریه زمان زیادی لازم نیست ودر این صورت غرب از فقدان دستیابی به توافق کامل در خصوص طرح روسیه برای فراهم کردن زمینه یک حمله شیمیایی جدید و متهم کردند نظام سوریه، استفاده خواهد کرد. 

اما طرف مقابل برای رویارویی با این وضع چکار خواهد کرد و چه ارزیابی از این وضع دارد؟ 

محور حامی سوریه از حالت ضعف طرف آمریکایی و ناتوانی آن در آزادی عملی که ده سال پیش داشت، خوب آگاه است. این محور معنا و مفهوم شکست کامل آمریکا در عراق و افغانستان و کمرنگ شدن نفوذ آمریکا در خاورمیانه و دیگر مناطق جهان را به خوبی درک می کند. 

محور حامی سوریه خوب می داند که ائتلاف منطقه ای و بین المللی شکل گرفته بر ویرانه های شکست آمریکا در برابر ائتلاف سیاسی، نظامی و اقتصادی قدرتمندی قرار گرفته است که روز به روز قدرتمندتر و توانمندتر می شود. 

مسئله دیگر این که محور مقابل اینک وارد معرکه ای چند وجهی شده است زیرا، از یک طرف روس ها امروز دیپلماسی سردرگم کننده ای را درقبال آمریکایی ها در پیش گرفته اند و از طرف دیگر ایران مرکز ثقلی است که می تواند ادعا کند که قادر است وارد رویارویی فراگیری با آمریکا شود؛ ایران می تواند نه تنها آمریکایی بلکه تمام متحدان آنها را در منطقه بیازارد. 

سردبیر الاخبار در پایان تاکید کرده است: اعضای این محور(محور حامی سوریه) تنها طی دو هفته توانسته اند چنان شرایط عملی خلق کنند که تمام معادلات را در سوریه و اطراف آن تغییر دهد به طوری که در سایه آن می توان به هرگونه تجاوزگری دشمن چنان پاسخ داد که هرگز دشمن تصور آن را نکرده باشد و درگیری و مقابله را برای ماه ها ادامه داد.
2 نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1392ساعت 17:18  توسط   | 

توصیه خاتمي به روحانی درباره جعفر توفيقي

 توصیه خاتمي به روحانی درباره جعفر توفيقي

رئيس دولت اصلاحات ضمن تعريف و تمجيد‌هاي فراوان از توفيقي او را فردي شجاع معرفي كرده و گفته است: روحاني نبايد به خاطر چهار تا فشار رسانه‌اي يا صحبت كردن و نطق چند نماينده كوتاه بيايد.

در حالي كه سرپرست وزارت علوم به خاطر عملكرد غيرقابل دفاع خود در فتنه ۸۸ و همچنين عزل و نصب‌هايي كه اخيراً در اين وزارتخانه انجام داده كمترين شانسي را براي گرفتن رأي اعتماد از مجلس ندارد، اما خاتمي همچنان اصرار دارد كه دولت نبايد درباره او كوتاه بيايد.

يك منبع مطلع با بيان اين خبر به «جوان» گفت: خاتمي اخيراً در جمع تعدادي از اصلاح‌طلبان ضمن دخالت آشكار در كار دولت اظهار داشته كه آقاي روحاني بايد حتماً روي توفيقي بايستد و كوتاه نيايد.

رئيس دولت اصلاحات ضمن تعريف و تمجيد‌هاي فراوان از توفيقي او را فردي شجاع معرفي كرده و گفته است: روحاني نبايد به خاطر چهار تا فشار رسانه‌اي يا صحبت كردن و نطق چند نماينده كوتاه بيايد. 

او افزوده است: اگر توفيقي به مجلس معرفي شود و بتواند رأي اعتماد بگيرد، تابوي فتنه براي هميشه شكسته مي‌شود و اگر او از مجلس رأي بگيرد راه براي ديگر دوستان (بخوانيد اصحاب فتنه) هموار مي‌شود. خاتمي در اين جلسه از يكي از اعضاي شوراي مركزي مجمع روحانيون كه در دولت مسئوليتي دارد، خواسته است تمام تلاش خود را به كار گيرد كه توفيقي بتواند از مجلس رأي بگيرد.

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1392ساعت 17:16  توسط   |